کلاهبرداری در صورت مالی

دلایل کلاهبرداری در صورتهای مالی
تقلب یا کلاهبرداری در صورت های مالی زمانی است که مدیران یک شرکت صورت های مالی را به غلط تغییر دهند. دلایل متعددی برای انجام این کار وجود دارد. یکی از فشارهای مهم این است که مدیریت ارشد برای دستیابی به رقم های بالا در بودجه تلاش زیادی میکنند و این امر بسیار رایج است .
نرم افزار مالی که تشخیص کلاهبرداری در صورت مالی را آسان میکند باید یکپارچه و جامع باشند.

کلاهبرداری
یکی دیگر از دلایل تقلب در صورت های مالی زمانی است که مدیریت میتواند برای میل به هدف های کلان شرکت تلاش کند و معمولاً برای افزایش فروش و سود بیشتر، پاداش دریافت کند.
وام دادن
یکی دیگر از دلایل کلاهبرداری این است که مثلاً هنگام وام دادن به کسب و کارها، بسیاری از وام دهندگان عهدنامه هایی را در ضمانتنامه وام قرار میدهند و در صورت نقض ضمانت نامه، وام دهنده میتواند با وام گیرنده تماس بگیرد. اگر شغلی بدهی زیادی دارد، به احتمال زیاد این وام است که شرکت را به ورشکستگی سوق میدهد.
سهامی عام
یکی دیگر از دلایل تقلب زمانی است که یک کسب و کار در اختیار سهامی عام قرار میگیرد و مدیران، صاحب تعداد زیادی سهام در شرکت هستند. آنها علاقه زیادی به نگه داشتن ارزش سهام در بالاترین سطح ممکن دارند تا بتوانند سهام خود را بفروشند یا اختیارات خود را با توجه به قیمت مناسب اعمال کنند.
سامانه مدیریت مشتری یا crm بهترین راه برای دانستن اطلاعات مشتریان بالفعل و بالقوه برای درآمد زایی بیشتر شرکت است.
هنگامی که شرکت توسط یک تحلیلگر دنبال میشود، تحلیلگر ممکن است درآمد مورد انتظار هر سهم را که فکر میکند شرکت به آن دست پیدا میکند را منتشر کند. اگر شرکت حتی تعدادی کمتر از این رقم سود مورد انتظار هر سهم گزارش دهد احتمالاً قیمت سهام – تا حد زیادی – کاهش مییابد. بنابراین این ترتیب به این معنی است که مدیریت انگیزه قوی برای دستیابی به تعداد مشخصی از درآمدهای هدف دارد.
ما همچنین وضعیتی معکوس در شرکت های خصوصی داریم که متعلق به افراد کمتری است. اگر کسب و کار به طور معمول پول زیادی به دست آورد، صاحبان انگیزه دارند تا میزان گزارش شده درآمد را کاهش دهند تا بدهی مالیات بر درآمد مشاغل را کاهش دهند.
مخرب ترین دلیل
و سرانجام، ما به مخرب ترین دلیل برای تغییر صورتهای مالی میرسیم، که عادت به تعدیل جزئی در امور مالی برای تسکین سود و سپس گرفتار شدن در این روند است؛ وضعیت به اندازه کافی معمول است. به عنوان مثال، رئیس جمهور به سرمایه گذاران وعده میدهد که درآمد آنها حداقل 2 میلیارد تومان خواهد بود. در پایان دوره، کنترل کننده متوجه میشود که میزان واقعی سود 1 و نیم میلیارد تومان است، بنابراین برخی “تعدیلات” جزئی را انجام میدهند تا این رقم را به 2 میلیارد تومان برسانند. با گذشت زمان، مدیریت عادت میکند این کار را انجام دهد تا مطمئن شود که کسب و کار همیشه با اهداف و درآمدهای مورد علاقه خود مطابقت دارد. در اصل، مدیران به این ایده عادت میکنند که مسائل مالی قابل تغییر است.
اما پس از آن یک ماه است که فروش یا سود به طور قابل توجهی کمتر از حد انتظار است. بنابراین کنترل کننده برای تنظیم اعداد “تنظیمات” واقعاً جدی انجام میدهد. این بدان معناست که هیئت مدیره در حال حاضر به تقلبی بزرگ عادت کرده است؛ پس از مدتی، مدیران زمان بیشتری را صرف یافتن راه هایی برای حفظ همین خط مشی دارند، بنابراین اختلاف بین نتایج واقعی و گزارش شده بیشتر و بیشتر میشود و در اصل، متأسفانه تقلب تجارت را فرا گرفته است.
این وضعیت به ویژه زمانی رایج میشود که یک کسب و کار در حال رشد فراگیر میشود، به طوری که میزان رشد فروش آن کاهش یافته و سپس سطح آن افزایش مییابد. وقتی مدیران به سرمایه گذاران وعده داده اند که فروش همچنان رو به رشد است، با این رشد فراگیر در فروش گرفتار میشوند و در نهایت جعل در فروش را آغاز میکنند تا میزان قدیمی فروش را نشان دهند که وضعیت واقعی را کاملاً جعلی کرده اند.