مفهوم اقتصاد واحد

اقتصاد واحد چیست؟
چه یک بازاری تازه به دوران رسیده باشید چه یک بیزینس من باهوش در اقتصاد باشید ، داشتن اطلاعات و مدل کسب و کار مناسب برای موفقیت تان بسیار مهم است. از آنجایی که مدلها و روشهای متعددی وجود دارد. ، میتوانید برای راهاندازی کسبوکار خود از آنها استفاده کنید، و این مهم است که یکی را انتخاب کنید که به شما در دستیابی اهداف مورد نظر کمک کند.
به عنوان مثال
به عنوان مثال اقتصاد واحد را در نظر بگیرید. شرکت هایی که از این روش تجاری استفاده می کنند بسیاری از تصمیمات خود را حول “واحد اساسی” قرار می دهند. به طور خاص، این قضیه نگاه دقیقتری به درآمدها و هزینههای یک شرکت مربوط به یک واحد تولید دارد.
تعریف واحد
واحد در اینجا به عنصری اطلاق می شود که سازمان می تواند ایجاد کند ، بفروشد و ارزش افزوده داخلی و خارجی را برای سازمان به همراه دارد. اگر سازمان شما قصد دارد یک تصمیم کاملاً تجاری بر اساس مفهوم اقتصاد واحد اتخاذ کند، باید درک صحیحی از مفهوم آن داشته باشید.
نگاه دقیق تر
در اینجا نگاهی به نحوه محاسبه اقتصاد واحد می اندازیم.
قبل از اینکه بتوانید محاسبه اقتصاد واحد را برای کسب و کار خود شروع کنید، باید تصمیم بگیرید که از کدام مدل استفاده کنید – “یک مورد فروخته شده” یا “یک مشتری”. همانطور که می دانید.، هر دو مدل مزایای خود را دارند و از دو زاویه متفاوت به اقتصاد واحد می پردازند.
بیایید ببینیم چه چیزی هر مدل را متفاوت می کند.
مدل “یک مورد فروخته شد”
یکی از راههای مدلسازی اقتصاد واحد، رویکرد به آن از یک سمت واحد است. در این روش، متوجه می شوید که یک واحد «یک مورد فروخته شده» است و با محاسبه حاشیه سهم، اقتصاد واحد را تعیین میکنید.
برای محاسبه حاشیه مشارکت یک واحد، از فرمول زیر استفاده می کنید.:
حاشیه مشارکت = قیمت هر واحد – هزینه های متغیر در هر فروش
این روش یک نتیجه مستقیم ارائه می دهد و به تیم رهبری کمک می کند تا به سرعت درآمد/هزینه یک واحد را تعیین کند.
مدل “یک مشتری”
مدل “یک مشتری” به محاسبات بیشتری نیاز دارد و معیارهایی مانند ارزش طول عمر مشتری و هزینه های جذب مشتری را در نظر می گیرد. از آنجایی که از داده های بیشتری استفاده می کند. شرکت ها اغلب از مدل «یک مشتری» بیشتر استفاده می کنند.
برای محاسبه اقتصاد واحد با مدل «یک مشتری»، از فرمول زیر استفاده کنید:
اقتصاد واحد = ارزش طول عمر مشتری / هزینه جذب مشتری