حسابداري بهاي تمام شده (حسابداری صنعتي ) چيست؟به شاخه ای از حسابداری اطلاق می شود که جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل هزینه، محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات ، همچنین ارایه روشهای تقلیل بهای تمام شده تولید از طریق تجزیه و تحلیل گزارشها و بررسی شیوه های تولید را عهده دار می باشد.
نرم افزار های ویژه حسابداری صنعتی ملک

اصطلاحات و مفاهيم گوناگون هزينه
هزينه : اندازه پولي منابع اقتصادي كه به خاطر رسيدن به يك مقصود معين يا يك مزيت مشخص در گذشته مصرف و فدا شده است يا در نظر است در آينده مصرف و فدا شود.
انباشت و انتساب هزينه ها:
در هر سيستم هزينه يابي، هزينه ها در دو مرحله اساسي به شرح زير مد نظر قرار مي گيرند:
مرحله اول: انباشت هزينه ها بر حسب طبقه بندي طبيعي آنها كه كه اغلب اين طبقه بندي خود توصيف كننده هزينه مربوط است نظير مواد ، دستمزد، سوخت ، تبليغات و حمل و نقل
مرحله دوم: انتساب هزينه هاي انباشته به موضوعات مختلف هزينه
انباشت هزينه:عبارتست از گردآوري اطلاعات مرتبط با هزينه ها به گونه اي سازمان يافته و از طريق سيستم حسابداري
این مقاله را نیز بخوانید: حسابداری مشاغل و وظایف آنها
انتساب هزينها: يك اصطلاح كلي است كه هر دو حالت زير را در برميگيرد:
الف: رديابي هزينه هاي انباشته با يك موضوع هزينه
ب: تخصيص هزينه هاي انباشته به موضوعات مختلف هزينه
طبقه بندي بر حسب گرايش هزينه ها
هزينه هاي ثابت
به هزينه هايي گفته مي شود كه اگر سطح فعاليت تغيير كند در مجموع بدون تغيير باقي مي ماند مثلا اگر سطح فعاليت 20% افزايش پيدا كند جمع هزينه هاي ثابت در بازه اي مشخص بدون تغيير باقي مي ماند. نمونه هاي بارز هزينه هاي ثابت عبارتند از: هزينه استهلاك ماشين آلات و تجهيزات توليدي در شركتهاي صنعتي، عوارض ساختمان كارخانه و حقوق كاركنان
هزينه هاي متغير
اين هزينه ها در مجموع متناسب با تغيير در محرك هزينه تغيير مي كنند. اگر فعاليت به ميزان 20% افزيش يابد جمع هزينهاي متغير هم به همين ميزان افزايش پيدا مي كند اما هزينه متغير هر واحد محصول با تغيير در حجم فعاليت ثابت مي ماند و تغيير نمي كند. نمونه هاي بارز هزينه هاي متغير ساخت عبارتند از مواد مستقيم و برخي از اقلام سربار ساخت نظير هزينه برق مصرفي ماشين آلات و در برخي موارد هزينه دستمزد مستقيم (مانند هزينه دستمزد كاركنان موقت ). نمونه هايي از هزينه هاي متغير غير توليدي عبارتند از: هزينه هاي كارمزد توزيع و فروش كه نوعا متغيرند.
طبقه بندي هزينه ها بر حسب حوزه هاي كاري
هزينه هاي ساخت يا هزينه هاي توليد
هزينه ساخت به كليه هزينه هاي مرتبط با كوششهايي كه در جهت توليد محصولات بعمل مي آيد اطلاق مي شود. عوامل تشكيل دهنده هزينه كوششهاي ساخت عبارتنداز:
هزينه هاي مستقيم ساخت: شامل هزينه مواد مستقيم، دستمزد مستقيم و ساير هزينه هاي مستقيم ساخت
هزينه هاي غير مستقيم ساخت: يا هزينه هاي سربار ساخت يا هزينه هاي بالاسري يا هزينه هاي سربار توليد
هزينه هاي مستقيم ساختعبارتند از:
مواد مستقيم:مواد خامي كه در فرايند ساخت مصرف مي شوند. جزيي از محصول تكميل شده را تشكيل مي دهند (يعني عينا در محصول وارد مي شوند) مبلغ نسبي آن با اهميت است و مي توان آن را به سهولت و بطور مستقيم با يك واحد محصول رديابي نمود.
این مقاله را نیز بخوانید: تشریفات اداری یا کاغذ بازی ها را کاهش دهیم
هزينه هاي مواد مستقيم در يك شركت توليدي شامل اقلام:
- بهاي خريد مواد
- هزينه هاي حمل و بيمه مواد خريداري شده
- هزينه هاي مربوط به حقوق و عوارض گمركي و سود بازرگاني
- كاهش بابت هرگونه تخفيف به خاطر واريز سريع مبلغ خريد به فروشندگان مواد
- ساير هزينه هايي كه به نوعي به تحصيل و دستيابي به مواد اوليه مربوط مي شود.
دستمزد مستقيم: هزينه حقوق و دستمزد و بعضا مزاياي جانبي متعلق به كاركناني ك مستقيما روي محصولات توليدي كار ميكنند و در تبديل مواد مستقيم به محصول نقش مستقيم دارند به گونه اي كه هزينه هاي مزبور را مي توان به سهولت و به طور مستقيم بايك واحد محصول رديابي كرد به عنوان هزينه دستمزد مستقيم طبقه بندي كرد. شامل اقلام:
- هزينه حقوق و دستمزد كاركناني كه مستقيم در مونتاژ خودرو در يك كارخانه خودرو سازي كار مي كنند.
- هزينه فوق العاده هاي جانبي كاركنان بخش توليدي مانند فوق العاده اضافه كاري و مزاياي پايان خدمت كاركنان.
هزينه هاي غير مستقيم ساخت (سربار ساخت – هزينه هاي بالاسري ساخت ) عبارتند از:
به كليه هزينه هاي مرتبط با كوششهاي ساخت اطلاق مي شود كه رابطه مستقيمي با محصولات توليدي ندارند و در نتيجه به سهولت قابل رديابي با يك واحد محصول مشخص نمي باشند يا مبلغ نسبي اينگونه اقلام آنقدر كم اهميت است كه رديابي مستقيم آنها با توجه به رويكرد فزوني منافع بر مخارج توجيه اقتصادي ندارد. در مجموع سربار ساخت را مي توان در سه گروه زير طبقه بندي كرد:
مواد غير مستقيم: هزينه موادي كه مصرف آنها در فرايند ساخت ضروري است اما جزيي از محصول را تشكيل نمي دهند . مانند:
- هزينه مته هاي مصرفي دريل براي سوراخ كردن ورقه ها ي فلزي در يك كارخانه يخچال سازي
- چسب، ميخ، پرچ و الكترود مصرفي براي جوشكاري
دستمزد غير مستقيم : حقوق و دستمزد كليه كاركناني كه مستقيما روي محصول كار نمي كنند اما خدماتي كه ارائه مي كنند از لحاظ انجام فرايند ساخت ضروري و جزء كوششهاي ساخت محسوب مي شود. نمونه هاي بارز آن عبارتند از:
- حقوق و دستمزد سرپرستان توليد
- سركارگراني كه مستقيما روي محصول كار نمي كنند مانند كاكنان قسمت تعمير و نگهداشت ، نگهباني كارخانه
- كاركنان بخش خدمات و پشتيباني توليد در كارخانه
- كليه ي مزاياي جانبي كاركنان گروههاي فوق
ساير اقلام هزينه سربار ساخت : كليه هزينه هاي مرتبط با كوششهاي ساخت غير از مواد مصرفي و حقوق و دستمزد اعم از مستقيم و غير مستقيم.
هزينه استهلاك تاسيسات و ماشين آلات كارخانه
هزينه استهلاك ساختمان كارخانه
هزين بيمه ماشين آلات و ساختمان كارخانه
هزينه آب و برق و گاز و تلفن كارخانه
هزينه هاي محصول و هزينه هاي دوره
يكي از موضوعات مهم درحسابداري مالي وصنعتي زمان بندي شناسايي مخارج تحصيل اقلام دارايي به عنوان هزينه است.
هزينه محصول هزينه قابل تخصيص به كالاهايي است كه به منظور بازفروش خريداري يا ساخته مي شوند. هزينه محصول براي ارزشيابي موجودي كالاي ساخته شده و موجودي كالاي در جريان ساخت تا زمان فروش به كار برده مي شود.
در دوره اي كه موجودي محصول مورد نظر فروخته مي شود ارزش تخصيص يافته به موجودي كالاي فروش رفته (هزينه محصول) به عنوان هزينه جاري(دوره) شناسايي و اصطلاحاتحت عنوان بهاي تمام شده كالاي فروش رفته در صورت سود و زيان انعكاس مي يابد.
در شركتهاي توليدي هزينه كوششهاي ساخت يعني مواد ، دستمزد و سربار ساخت هزينه محصول راتشكيل مي دهند.
هزينه دوره: كليه هزين هايي را كه نمي توان جزء هزينه محصول منظور كرد اصطلاحا هزينه دوره مي ناميم. اين هزينه ها به جاي اينكه با توليد كالا يا كالاي خريداري شده ارتباط داشته باشند به نوعي با دوره زماني كه طي آن واقع شده اند ارتباط دارند. هزينه هاي دوره در دوه وقوع كلا در صورت سود و زيان انعكاس مي يابند.
این مقاله را نیز بخوانید: نرم افزار نفت و گاز ملک کارآمد تر از نمونه خارجی
رويكرد هاي مختلف تعيين هزينه هاي محصول
- هزينه يابي جذبي (كامل): طرفداران اين رويكرد معتقدند كه تمامي هزينه هاي ساخت اعم از ثابت و متغير بايد جزء هزينه محصول منظور و بهاي تمام شده كالاي فروش رفته ، بهاي تمام شده موجودي كالاي ساخته شده و موجودي كالاي در جريان ساخت بر اين اساس ارزشيابي و در صورتهاي مالي اساسي پايان دوره ارائه شود و تمامي هزينه هاي ديگر بايد هزينه دوره در نظر گرفته شود. اين رويكرد يك ديدگاه سنتي است كه با اصول پذيرفته شده حسابداري براي تهيه و ارائه صورتهاي مالي اساسي هماهنگي و سازگاري دارد.
- هزينه يابي مستقيم (يا متغير يا نهايي): طرفداران اين رويكرد اعتقاد دارند كه هزينه هاي محصول تنها هزينه هاي متغير ساخت را در بر ميگيرد و بقيه هزينه ها ي ديگر جزء هزينه هاي دوره محسوب مي شوند. صورت سود و زيان مبتني بر اين رويكرد را اصطلاحا صورت سود و زيان مبتني بر حاشيه فروش نيز مي نامند.
- هزينه يابي طبق خواست مديريت: در اين رويكرد فرض بر اينست كه مديريت تعيين مي كند كه كدام هزينه مرتبط با محصول است و بعبارتي در اين رويكرد تعريف هزينه محصول ذهني است و به استفاده مديريت از اطلاعات مرتبط با هزينه ها بستگي دارد.
هزينه در صورتهاي مالي
ترازنامه
در شركتهاي توليدي عموما انواع مختلف موجودي به شرح زير انعكاس مي يابد:
- موجودي مواد اوليه: كه شامل كليه مواد قبل از ورود به فرايند توليد است.
- موجودي كالاي در جريان ساخت:به محصولاتي اشاره دارد كه در تاريخ ترازنامه بعضا تكميل شده اند.
- موجودي كالاي ساخته شده: به محصولات تكميل شده و آماده فروش در تاريخ ترازنامه اشاره دارد.
- موجودي ملزومات و قطعات مصرفي در توليد:
صورت سود و زيان يك شركت توليدي
| شركت توليدي الف صورت سود و زيان براي سال مالي منتهي به پايان اسفند —- | |
| ريال | |
| درآمد فروش | *** |
| بهاي تمام شده كالاي فروش رفته (بر حسب هزينه محصول) | (***) |
| سود ناخالص | *** |
| كسر مي شود: هزينه هاي فروش، عمومي و اداري | (***) |
| سود عملياتي | *** |
| اضافه مي شود: خالص ساير درآمد ها و هزينه ها | *** |
| سود قبل از ماليات | *** |
| ذخيره ماليات | (***) |
| سود خالص پس از کسر مالیات | *** |
گردش هزينه هاي ساخت
همين كه مواد اوليه در فرايند توليد به مصرف مي رسد هزينه آن به موجودي كالاي در جريان ساخت وارد مي گردد. به همين ترتيب هزينه هاي دستمزد مستقيم و سربار ساخت نيز در كالاي درجريان ساخت انباشته و به هزينه مواد مصرف شده افزوده مي شود. هنگامي كه محصولات تكميل شد بهاي تمام شده آنها كه انباشت هزينه هاي مواد مستقيم مصرف شده، دستمزد مستقيم انجام شده و سربار ساخت تعلق گرفته مي باشد از موجودي كالاي در جريان ساخت خارج و به موجودي كالاي ساخته شده انتقال مي يابد.
اين هزينه هاي انباشته در كالاي تكميل شده تا زماني كه محصولات مربوط به فروش نرفته است در كالاهاي ساخته شده باقي مي ماند . در زمان فروش هزينه هاي محصول ( بهاي تمام شده ساخت يا هزينه هاي ساخت) مقدار كالاي فروش رفته از كالاي ساخته شده خارج و به بهاي تمام شده كالاي فروش رفته كه به عنوان هزينه دوره در دوره اي كه فروش واقع مي شود انتقال مي يابد.
در شركتهاي توليدي معمولا براي تلخيص اطلاعات مرتبط با گردش هزينه هاي ساخت طي يك دوره حسابداري از جدولي موسوم به جدول بهاي تمام شده كالاي آماده براي فروش و جدول ديگري به نام جدول بهاي تمام شده كالاي فروش رفته استفاده مي شود. اين جداول اساسا كاربرد درون سازماني دارند و در اختيار ساير استفاده كنندگان از اطلاعات مالي قرار داده نمي شوند.
جدول بهاي تمام شده كالاي ساخته شده
| شركت توليدي الف جدول بهاي تمام شده كالاي ساخته شده براي سال مالي منتهي به پايان اسفند —- | ||
| ريال | ||
| هزينه مواد مستقيم مصرف شده در توليد: | ||
| موجودي مواد اوليه در آغاز سال | *** | |
| اضافه مي شود: خريد مواد اوليه در طول سال | *** | |
| مواد اوليه آماده مصرف | *** | |
| كسر مي شود: موجودي مواد اوليه در پايان سال | (***) | |
| هزينه مواد مستقيم مصرف شده در توليد در طول سال | *** | |
| هزينه دستمزد مستقيم | *** | |
| بهاي اوليه | *** | |
| هزينه هاي ساخت : | ||
| مواد غير مستقيم | *** | |
| دستمزد غير مستقيم | *** | |
| استهلاك ساختمان كارخانه | *** | |
| استهلاك تجهيزات كارخانه | *** | |
| آب و برق و گاز مصرفي | *** | |
| بيمه ساختمان كارخانه | *** | |
| ساير هزينه هاي سربار ساخت | *** | |
| جمع هزينه هاي سربار ساخت | *** | |
| جمع هزينه هاي ساخت | *** | |
| اضافه مي شود: موجودي كالاي در جريان ساخت در آغاز سال | *** | |
| كسر مي شود: موجودي كالاي در جريان ساخت در پايان سال | (***) | |
| بهاي تمام شده كالاي ساخته شده طي سال | *** | |
جدول بهاي تمام شده كالاي فروش رفته
| شركت توليدي الف جدول بهاي تمام شده كالاي فروش رفته براي سال مالي منتهي به پايان اسفند —- | |
| ريال | |
| بهاي تمام شده موجودي كالاي ساخته شده در آغاز سال | *** |
| اضافه مي شود: بهاي تمام شده كالاي ساخته شده طي سال | *** |
| بهاي تمام شده كالاي آماده براي فروش | *** |
| كسر مي شود: بهاي تمام شده موجودي كالاي ساخته شده در پايان سال | (***) |
| بهاي تمام شده كالاي فروش رفته طي سال | *** |
این مقاله را نیز بخوانید: مدیریت ارتباط با مشتری یا CRM چیست؟
هزينه يابي و كنترل مواد
سيستمهاي حسابداري ثبت موجوديها
براي حسابداري مواد اوليه مصرف شده در توليد و مواد اوليه موجود در انبار در پايان هر دوره از سيستم ثبت ادواري يا سيستم ثبت دائمي موجوديها مي توان استفاده كرد.
سيستم ثبت ادواري موجوديها: در اين سيستم مواد اوليه خريداري شده در حسابي بنام خريد مواد اوليه ثبت مي شود. اگر در آغاز دوره موجودي مواد اوليه وجود داشته باشد ارزش آن در حساب جداگانه اي بنام موجودي مواد اوليه ثبت مي گردد. حريد مواد اوليه طي دوره به اضافه موجودي مواد اوليه در اول دوره معرف مواد اوليه در دسترس براي مصرف طي دوره است. براي دستيابي به هزينه موجودي مواد اوليه در پايان دوره موادي كه در پايان دوره هنوز در انبار وجود دارند شمارش و انبار گرداني مي شود. سپس هزينه مواد اوليه مصرف شده در توليد طي دوره از كسر كردن هزينه موجودي مواد اوليه در پايان دوره از هزينه مواد اوليه در دسترس براي مصرف طي دوره به شرح زير بدست مي آيد:
هزينه موجودي مواد اوليه در اول دوره ***
+ هزينه خريد مواد اوليه طي دوره ***
= هزينه مواد اوليه آماده براي مصرف ***
-هزينه موجودي مواد اوليه در پايان دوره(بر مبناي انبار گرداني) (***)
= هزنيه مواد اوليه مصرف شده در توليد ***
سيستم ثبت دائمي موجوديها : در اين سيستم مواد خريداري شده به جاي ثبت در حساب خريد مواد در حساب موجودي مواد اوليه ثبت مي شود. اگر مواد اوليه در اغاز دوره وجود داشته باشد ارزش اين مواد نيز در همان حساب موجودي مواد اوليه انعكاس مي يابد.
هنگامي كه مواد مصرف مي شود حساب موجودي مواد اوليه بابت هزينه مواد مصرف شده در توليد بستانكار و حساب موجودي كالاي در حريان ساخت كه معرف فرايند ساخت است به همان ميزان بدهكار مي گردد. نتيجه نهايي اجراي اين سيستم اين است كه هزينه مواد اوليه مصرف شده در فرايند ساخت هنگام مصرف مواد به توليد منظور مي شود و مانده حساب موجودي مواد اوليه معرف هزينه موادي است كه هنوز مصرف نشده و آماده مصرف در فرايند ساخت مي باشد.
بنابراين در اين سيستم هم هزينه مواد مصرف شده و هم ارزش موجودي مواد در پايان هر دوره را مي توان پس از هر رخداد به شكلي مستقيم محاسبه كرد.
| نوع فعاليت | سيستم ثبت ادواري | سيستم ثبت دائمي | ||||
| خريد نسيه | خريد كالا | موجودي كالا | ||||
| حسابهاي پرداختني | حسابهاي پرداختني | |||||
| هزينه حمل | هزينه حمل | موجودي كالا | ||||
| بانك | بانك | |||||
| تخفيفات نقدي خريد | حسابهاي پرداختني | حسابهاي پرداختني | ||||
| تخفيفات نقدي خريد | حساب موجودي كالا | |||||
| برگشت از خريد نسيه | حسابهاي پرداختني | حسابهاي پرداختني | ||||
| برگشت از خريد وتخفيفات | حساب موجودي كالا | |||||
| فروش كالا | حسابهاي دريافتني | حسابهاي دريافتني | ||||
| فروش | فروش | |||||
| بهاي تمام شده كالاي فروش رفته | ||||||
| موجودي كالا | ||||||
| برگشت از فروش نسيه | برگشت از فروش و تخفيفات | برگشت از فروش و تخفيفات | ||||
| حسابهاي دريافتني | حسابهاي دريافتني | |||||
| موجودي كالا | ||||||
| بهاي تمام شده كالاي فروش رفته | ||||||
| تخفيفات نقدي فروش | تخفيفات نقدي فروش | تخفيفات نقدي فروش | ||||
| حسابهاي دريافتني | حسابهاي دريافتني | |||||
| ثبت اصلاحي پايان سال | خلاصه سود و زيان | ندارد | ||||
| موجودي كالا (ابتداي سال) | ||||||
| موجودي كالا (انتهاي سال) | ||||||
| خلاصه سود و زيان | ||||||
| نظر به اينكه سيستم ثبت دائمي موجوديها در مقايسه با سيستم ثبت ادواري كنترل بهتر و اطلاعات بيشتر و مربوط تري فراهم مي سازد اغلب موسسات و شركتهاي متوسط و بزرگ از اين سيستم استفاده مي كنند. لذا ما نيز از اين پس از اين سيستم پيروي مي كنيم. | ||||||
| ثبت هاي حسابداري مرتبط با هزينه مواد | ||||||
| خريد مواد | حساب كنترل موجودي مواد (انبار مواد) | |||||
| موجودي نقدي / حسابهاي پرداختني | ||||||
| ارسال مواد به فرايند توليد | حساب كنترل موجودي كالاي در جريان ساخت | |||||
| حساب كنترل هزينه هاي سربار ساخت | ||||||
| حساب كنترل موجودي مواد | ||||||
| تكميل محصول | حساب كنترل موجودي كالاي ساخته شده | |||||
| حساب كنترل موجودي كالاي در جريان ساخت | ||||||
روشهاي مختلف ارزشيابي مواد اوليه در سيستم ثبت ادواري و دائمي
ثبت ادواري
در اين سيستم از روشهاي ميانگين موزون –FIFO–LIFO استفاده مي شود.
فرايند روش ادواري:
- محاسبه بهاي تمام شده كالاي آماده براي فروش
(قيمت خريد * تعداد خريد طي دوره ) +(قيمت * تعداد موجودي اول دوره ) - محاسبه بهاي تمام شده موجودي آخر دوره به يكي از روشهاي انتخابي
قيمت خريد به روش خواسته شده * مانده آخر دوره - محاسبه بهاي تمام شده كالاي فروش رفته
2 – 1
ثبت دائمي
در اين سيستم از روشهاي شناسايي ويژه –FIFO–LIFO– ميانگين متحرك استفاده مي شود.
با توجه به عموميت بيشتر استفاده از روشهاي ميانگين و FIFO مثال جامع با اين دو روش حل شده است.
شناسايي ويژه :اين روش مستلزم پيگيري جريان فيزيكي و بهاي تمام شده هر قلم از موجوديها از زمان تحصيل تا موقع فروش است. در مواردي مناسب است كه بتوان هر قلم از موجوديها را بطور جداگانه مشخص كرد. در مورد اقلام گران قيمت و منحصر به فرد كاربرد دارد.
FIFO : در اين روش مواد اوليه اي كه ابتدا دريافت مي شود ابتدا نيز مصرف مي شود. اين وضعيت مشخصا هنگامي مصداق پيدا مي كند كه مواد اوليه فاسد شدني و داراي تاريخ انقضاء است.
LIFO : ارزشيابي موجوديها بر اين فرض مبتني است كه موادي كه آخر دريافت مي شود در نظر است ابتدا مصرف شود. در كشور ما اين روش جزء روشهاي قابل قبول براي مقاصد مالياتي محسوب نمي شود.
روش ميانگين: اين روش زماني مورد استفاده قرار مي گيرد كه نرخ مواد اوليه در بازار با نوسان شديد همراه باشد. و باعث مي شود كه نوسان نرخ مواد تا حدود زيادي همراه و هماهنگ با قيمتهاي بازار به بهاي تمام شده كالاي در جريان ساخت انتقال داده مي شود.
نحوه عمل به اين صورت است كه به ازاء هر محموله مواد مشابهي كه به انبار وارد مي شود يك نرخ جديد محاسبه مي شود. يعني در حسابداري مواد ابتدا تعداد يا مقدار مواد وارده به انبار به تعداد يا مقدار مواد موجود در انبار اضافه مي گردد سپس مبلغ مواد وارده به انبار نيز به مبلغ موجود انيار اضافه مي شود.
از تقسيم جمع مبلغ بدست آمده بر جمع تعداد يا مقدار مواد موجود در انبار يك نرخ جديد بدست مي آيد.
مثال جامع
موجودی یک قلم کالا در شرکت نمونه در اول تیر مساوی 18 واحد و بهای تمام شده یک واحد آن بالغ بر 1000 ریال است. در طول این ماه 32 واحد از این کالا به شرح زیر خریداری شده است:
موجودی اول تیر (1000 ريال * 18 واحد ) 18000 ريال
خرید در 11 تیر (1050 ريال * 10 واحد ) 10500 ريال
خرید در 25 تیر (1100 ريال * 12 واحد ) 13200 ريال
خرید در 30 تیر ( 1200 ريال * 10 واحد ) 12000 ريال
جمع 53700 ريال
از 50 واحد کالای مشروح بالا 30 واحد آن در طول تیر ماه فروش رفته و 20 واحد آن باقیمانده است . صورت ریز فروشهای تیر ماه به شرح زیر است:
در 3 تیر 8 واحد
در 17 تیر 5 واحد
در 28 تیر 17 واحد
30 واحد
مطلوبست بهای تمام شده کالای فروش رفته و بهای تمام شده موجودی کالای در انتهای ماه بر حسب سیستم ارزشیابی دایمی موجودیها به روش میانگین متحرک و FIFO
| ثبت حساب موجودی کالا در سیستم ارزشیابی دایمی موجودیها به روش FIFO | |||||||||
| خرید ها | فروش ها | مانده | |||||||
| تاریخ | شرح | تعداد | ب.ت شده یک واحد | جمع ب.ت شده | تعداد | ب.ت شده یک واحد | جمع ب.ت شده | تعداد | جمع بهای تمام شده |
| 1 تیر | مانده | 18 | 1000 | 18000 | 18 | 18000 | |||
| 3 تیر | فروش 8 واحد | 8 | 1000 | 8000 | 10 | 10000 | |||
| 11 تیر | خرید 10 واحد | 10 | 1050 | 10500 | 20 | 20500 | |||
| 17 تیر | فروش 5 واحد | 5 | 1000 | 5000 | 15 | 15500 | |||
| 25 تیر | خرید 12 واحد | 12 | 1100 | 13200 | 27 | 28700 | |||
| 28 تیر | فروش 17 واحد | 5 10 2 | 1000 1050 1100 | 5000 10500 2200 | 10 | 11000 | |||
| 30 تیر | خرید 10 واحد | 10 | 1200 | 12000 | 20 | 23000 | |||
| 53700 | 30700 | ||||||||
| ثبت حساب موجودی کالا در سیستم ارزشیابی دایمی موجودیها به روش میانگین متحرک | ||||||||||
| خرید ها | فروش ها | مانده | ||||||||
| تاریخ | شرح | تعداد | ب.ت شده یک واحد | جمع ب.ت شده | تعداد | ب.ت شده یک واحد | جمع ب.ت شده | تعداد | جمع بهای تمام شده | |
| 1 تیر | موجودی | 18 | 1000 | 18000 | 18 | 1000 | 18000 | |||
| 3 تیر | فروش 8 واحد | 8 | 1000 | 8000 | 10 | 1000 | 10000 | |||
| 11 تیر | خرید 10 واحد | 10 | 1050 | 10500 | 20 | 1025 | 20500 | |||
| 17 تیر | فروش 5 واحد | 5 | 1025 | 5125 | 15 | 1025 | 15375 | |||
| 25 تیر | خرید 12 واحد | 12 | 1100 | 13200 | 27 | 3/1058 | 28575 | |||
| 28 تیر | فروش 17 واحد | 17 | 33/1058 | 10 | 33/1058 | 10583 | ||||
| 30 تیر | خرید 10 واحد | 10 | 1200 | 12000 | 20 | 15/1129 | 22583 | |||
| 31117 | ||||||||||
مقايسه روشهاي ارزيابي موجوديها
موجودي آخر دوره FIFO< موجودي آخر دوره ميانگين < موجودي اخر دوره LIFO
بهاي تمام شده كالاي فروش رفته LIFO< ب.ت كالاي فروش رفته ميانگين < ب.ت كالاي فروش رفته FIFO
سود ناخالص FIFO< سود ناخالص ميانگين < سود ناخالص LIFO
مزايا و نقاط ضعف روشهاي مختلف
شناسايي ويژه :
مزيت: امكان مقابله صحيح اقلام بهاي تمام شده را با درآمد امكان پذير مي كند.
ضعف:امكان اعمال نفوذ بر رقم سود ناخالص را فراهم مي كند.
FIFO
مزيت: ساده – متداول – دردوره هايي كه قيمتها در حال افزايش است موجب محاسبه سود ناخالص بيشتر مي شود.
ضعف: چون درآمد هاي جاري با اقلام بهاي تمام شده قديمي مقايسه مي شود سودآوري بيشتر از واقع نشان داده مي شود و سود بيشتر = ماليات بيشتر
LIFO
مزيت: در دوره هاي افزايش قيمت ماليات كمتري مي پردازيم (چون سود كمتر نشان داده مي شود) در نتيجه موجب بهبود وضعيت وجوه نقد مي شود.
ضعف: اگر در زمان افزايش قيمتها چند دوره متوالي به كار برده شود اقلام موجوديهاي منعكس درترازنامه با ارزش به مراتب كمتر از قيمتهاي جاري نشان داده مي شود از طرفي اگر چه سود كمتر = ماليات كمتر اما سود كمتر همچنان مساوي است با سود هر سهم كمتر براي سهامداران.
ميانگين ها:
مزيت:روشي واقع گرايانه براي هزينه يابي مواد است كه مي تواند براي مديريت در تحليل نتايج عمليات و ارزيابي توليد آتي سودمند واقع شود.
آثار قيمتهاي غير عادي بالا و پايين مواد راحداقل مي كند و بدين ترتيب برآورد با ثبات تري از هزينه ها رابراي كارهاي آينده امكان پذير مي سازد.
روشي عملي و كم هزينه به ويژه در سيستم ثبت دائمي موجوديهاست.
- ارزشيابي موجوديها به اقل بهاي تمام شده يا قيمت بازار
طبق استانداردهاي حسابداري و گزارشگري مال، موجوديها شامل مواد اوليه، كالاي در جريان ساخت و كالاي ساخته شده بايد به بهاي تمام شده يا قيمت بازار هر كدام كه كمتر است قيمت گذاري شود. اين انحراف از مبناي بهاي تمام شده تاريخي متكي براصل احتياط يا اصل محافظه كاري در حسابداري و گزارشگري مالي است.
بهاي تمام شده موجودي مواد اوليه را مي توان به سهولت از طريق اعمال هر يك از روشهاي مرسوم توضيح داده شده ( نظير اولين صادره از اولين وارده يا ميانگين موزون ) تعيين كرد اما ارزش جاري بازار در خصوص مواد اوليه معمولا ارزش جايگزيني مواد تعريف شده است. يعني اگر شركت بخواهد درآن تاريخ مواد مورد نظر را خريداري كند چه ميزان هزينه متحمل خواهد شد.
ثبتهاي مربوط به انعكاس هزينه حقوق و دستمزد توليد
سيستم هاي پرداخت حقوق و دستمزد
اين سيستمها را مي توان عليرغم تنوع زياد به سه دسته زير تقسيم كرد:
- سيستمهاي مبتني بر زمان:اين گروه سيستمها بر اين اصل تكيه دارند كه به هريك از كاركنان بر مبناي ساعات حضور در محل كار حقوق و دستمزد پرداخت مي شود.
- سيستمهاي پارچه كاري : به طور كلي سيستم پرداخت دستمزد بر مبناي تعداد واحدهاي توليد شده را اصطلاحا سيستم پارچه كاري مي نامند.
- طرحهاي مبتني بر پاداش: طرحهاي مبتني بر پاداش عمدتا به خاطر جبران خدمات كاركناني ارائه شده اند كه براساس سيستمهاي مبتني بر زمان، دستمزد مي گيرند. اصل اساسي حاكم بر اين طرحها ايجاد انگيزش در كاركنان در انجام موثر كارها و افزايش عايدي آنان است.
مثال جامع:در شركت صنعتي خاور دستمزد كاركنان به شكل هفتگي پرداخت مي شود. در جدول زير خلاصه دستمزد كاركنان مستقيم خطوط توليد مربوط به هفته آخر بهمن ماه ارائه شده است.
| خلاصه دستمزد كاركنان مستقيم خطوط توليد | |||
| نام كاركنان | ساعت كاركرد | نرخ دستمزد يك ساعت | جمع دستمزد ناخالص |
| ساعت | ريال | ريال | |
| آقاي ج.محسني | 40 | 000/10 | 000/400 |
| آقاي ح – حسني | 35 | 000/8 | 000/280 |
| آقاي د – حسيني | 40 | 000/9 | 000/360 |
| آقاي ر – دبيري | 40 | 000/10 | 000/400 |
| آقاي ن – نظري | 36 | 500/9 | 000/342 |
| آقاي ي – نجفي | 40 | 000/9 | 000/360 |
| آقاي م – طبيبي | 40 | 000/10 | 000/400 |
| جمع | 000/542/2 | ||
ساير اطلاعات مربوط به هفته مورد نظر به شرح زير است:
جمع مبلغ مالياتهاي تكليفي كاركنان 000/133 ريال
جمع مبلغ بيمه اجتماعي تكليفي سهم كاركنان (7%) 000/177 ريال
جمع مبلغ بيمه هاي اجتماعي سهم كارفرما (23%) 000/500 ريال
اطلاعات زير نيز از تجزيه و تحليل كارت اوقات كار كاركنان استخراج شده است.
| نام كاركنان | جمع ساعت كاركرد | ساعات كار مستقيم | ساعات كار غير مستقيم |
| آقاي ج.محسني | 40 | 35 | 5 |
| آقاي ح – حسني | 35 | 34 | 1 |
| آقاي د – حسيني | 40 | 35 | 5 |
| آقاي ر – دبيري | 40 | 30 | 10 |
| آقاي ن – نظري | 36 | 30 | 6 |
| آقاي ي – نجفي | 40 | 40 | – |
| آقاي م – طبيبي | 40 | 38 | 2 |
| جمع | 271 | 242 | 29 |
با توجه به اطلاعات بالا:
الف:ثبت حسابداري مربوط به شناسايي هزينه دستمزد و بدهيهاي مرتبط باآن را انجام دهيد.
ب: ثبت حسابداري مربوط به نحوه تخصيص هزينه دستمزد به توليد را ارائه كنيد.
حل :
| نام كاركنان | دستمزد مستقيم | دستمزد غير مستقيم |
| آقاي ج.محسني | 000/350=000/10 * 35 | 000/50 = 000/10 * 5 |
| آقاي ح – حسني | 000/272 =000/8 * 34 | 000/8 = 000/8 * 1 |
| آقاي د – حسيني | 000/315 = 000/9 * 35 | 000/45 = 000/9 * 5 |
| آقاي ر – دبيري | 000/300 =000/10 * 30 | 000/100 = 000/10 * 10 |
| آقاي ن – نظري | 000/285 = 500/9 * 30 | 000/57 = 500/9 * 6 |
| آقاي ي – نجفي | 000/360 = 000/9 * 40 | – |
| آقاي م – طبيبي | 000/380 = 000/10 * 38 | 000/20 = 000/10 * 2 |
| جمع | 000/262/2 | 000/280 |
الف : ثبت حسابداري مربوط به شناسايي هزينه دستمزد و بدهيهاي مربوطه:
| بدهكار –ريال | بستانكار -ريال | |
| هزينه حقوق و دستمزد ( 000/500 + 000/542/2 ) | 000/042/3 | |
| مالياتهاي تكليفي پرداختني – وزارت امور اقتصادي و دارايي | 000/133 | |
| بيمه هاي اجتماعي پرداختني – سازمان تامين اجتماعي (30%) | 000/677 | |
| دستمزد پرداختني – كاركنان | 000/232/2 |
ب: ثبت حسابداري مربوط به تخصيص هزينه دستمزد به توليد
| بدهكار –ريال | بستانكار -ريال | |
| حساب كنترل موجودي كالاي در جريان ساخت- دستمزد مستقيم | 000/262/2 | |
| حساب كنترل هزينه هاي سربار ساخت 000/500+000/280 | 000/780 | |
| هزينه حقوق و دستمزد | 000/042/3 |
این مقاله را نیز بخوانید: مقدمه ای در حسابداری مالی
اوقات تلف شده:
اگر كارگر به دلايل غير موجه از انجام كار خودداري كند حق دريافت دستمزد را نخواهد داشت. ولي چنانچه كارگر آماده كار باشد ولي كارفرما به دلايلي قادر به ارجاع كار به او نباشد كارگر استحقاق دريافت حقوق را خواهد داشت كه به اين ترتيب دستمزد در مقابل كار انجام نشده پرداخت مي گردد. كه منجر به ايجاد هزينه دستمزد اوقات تلف شده مي گردد. دستمزد تلف شده اگر چه جزء هزينه هاي مستقيم توليد است ولي با توجه به دلايل اتلاف وقت به حساب سربار ساخت منظور مي شود.
در ليست حقوق و دستمزد شركتها اين دستمزد از دستمزد مستقيم جدا شده و به شكل زير ثبت مي شود:
حساب كنترل كالاي در جريان ساخت ***
حساب كنترل سربار ساخت ***
حساب كنترل هزينه حقوق و دستمزد ***
روشهاي ثبت دستمزد ايام مرخصي
مطابق ماده 64 قانون كار مرخصي استحقاقي سالانه كارگران با استفاده از مزد و احتساب 4 روز جمعه جمعا يك ماه است. ضمنا ساير روزهاي تعطيل جزء ايام مرخصي محسوب نمي شود.
براي ثبت دستمزد ايام مرخصي دو روش مورد استفاده قرار مي گيرد:
الف: ثبت دستمزد ايام مرخصي پس از استفاده كاركنان از مرخصي استحقاقي : كه در اين روش دستمزد ايام مرخصي كاركنان يكجا به حسابهاي سربار مربوط (شامل سربار ساخت – سربار اداري يا سربار توزيع و فروش) منظور مي گردد. استفاده از اين روش موجب افزايش بهاي تمام شده محصولاتي است كه در ماه استفاده از مرخصي توليد مي گردد. اين افزايش دو دليل دارد:
- چون طبق قانون كار مرخصي استحقاقي كاركنان با استفاده ار حقوق مي باشد يعني هر كارگر با انجام 11 ماه كار 12 ماه حقوق مي گيرد. در نتيجه هزينه دستمزد ايام مرخصي بهاي تمام شده محصولات ساخته شده در ماه استفاده از مرخصي را افزايش مي دهد.
- معمولا زماني كه كاركنان ار مرخصي استفاده مي كنند از حجم توليد كاسته مي شود
ب: روش ايجاد ذخيره : در اين روش براي دستمزد ايام مرخصي كاركنان در ابتداي دوره مالي ذخيره اي تحت همين عنوان در نظر گرفته مي شود
نحوه عمل: در ابتداي دوره حقوق و دستمزد ايام مرخصي كاركنان براي تمام دوره برآورد مي گردد.
در پايان هر ماه هزينه حقوق و دستمزد ايام مرخصي همان ماه محاسبه شده به حساب كنترل هزينه حقوق و دستمزد بدهكار مي شود.
حساب كنترل هزينه حقوق و دستمزد ***
حساب ذخيره دستمزد ايام مرخصي ***
تسهيم هزينه دستمزد حقوق به حساب كاركنان به شرح زير است:
حساب كنترل سربار ساخت (كاركناني كه مستقيم يا غير مستقيم در توليد هستند)***
حساب كنترل سربار اداري و تشكيلاتي ***
حساب كنترل سربار فروش و بازاريابي ***
حساب كنترل هزينه حقوق و دستمزد ***
براي پرداخت دستمزد كاركناني كه از مرخصي استفاده كرده اند :
حساب ذخيره دستمزد ايام مرخصي ***
حساب بانك ***
ثبت پاداش
براي ثبت پاداش عموما بر مبناي تجربه ي سالهاي گذشته در ابتداي دوره ذخيره اي براي اين حساب در نظر گرفته مي شود تا هزينه ي آن به طوريكسان به كالاهاي توليدي طي سال سرشكن گردد.
حساب كنترل هزينه حقوق و دستمزد ***
كنترل ذخيره عيدي و پاداش ***
ذخيره گرفتن ابتداي دوره براي پاداش
حساب كنترل سربار اداري و تشكيلاتي ***
حساب كنترل سربار فروش و بازاريابي ***
حساب كنترل هزينه حقوق و دستمزد ***
ثبت تسهيم هزينه عيدي و پاداش
حساب ذخيره عيدي و پاداش ***
بانك ***
پرداخت عيدي و پاداش كاركنان
حساب كنترل هزينه حقوق و دستمزد ****
حساب ماليات حقوق و دستمزد **
حساب حق بيمه هاي اجتماعي (سهم كارگر) **
حساب صندوق اجراء **
حساب ذخيره ايام مرخصي **
حساب ذخيره عيدي و پاداش **
حساب اقساط وام مسكن **
حساب شركت تعاوني كارگران **
حساب پيش پرداخت حقوق و دستمزد **
حساب حقوق و دستمزد پرداختني ****
ثبت ليست دستمزد كارگران مربوط به ماه سال
سپس بايد اقلامي را كه در ليست درج شده و براي كارفرما هزينه محسوب مي شود در حسابهاي مربوط به هزينه ثبت گردد. مانند اقلام بيمه تامين اجتماعي سهم كارفرما و حق بيمه بيكاري
هزينه هاي بيمه اجتماعي ***
حساب حق بيمه پرداختني ***
ثبت حق بيمه هاي اجتماعي سهم كارفرما
حساب هزينه بيمه بيكاري ***
حساب حق بيمه پرداختني ***
ثبت حق بيمه بيكاري
حساب كنترل كالاي در جريان ساخت ***
حساب كنترل سربار ساخت ***
حساب كنترل سربار اداري و تشكيلاتي ***
حساب كنترل سربار توزيع و فروش ***
حساب هزينه بيمه هاي اجتماعي ***
حساب هزينه بيمه هاي بيكاري ***
حساب هزينه صندوق كاراموزي ***
حساب كنترل هزينه حقوق و دستمزد ***
ثبت تسهيم هزينه حقوق و دستمزد به قسمتهاي مختلف
حقوق و دستمزد پرداختني ***
بانك (صندوق ) ***
ثبت پرداخت حقوق و دستمزد ماه كاركنان
حق بيمه پرداختني ***
بانك ***
پرداخت حق بيمه اجتماعي و بيكاري
هزينه يابي و كنترل هزينه هاي سربار ساخت
همانطور كه در قسمتهاي قبلي توضيح داده شد بهاي تمام شده محصول از 3 عامل تشكيل مي شود كه سربار ساخت يكي از آنهاست. به همين جهت بايد مانند مواد اوليه و دستمزد مستقيم شناسايي وكنترل شود. سربار از هزينه هاي غير مستقيم مختلف تشكيل مي شود بنابراين ابتدا بايد هزينه هاي سربار شناسايي شوند اين عمل به دو صورت انجام مي پذيرد:
الف: شناسايي قبل از انجام هزينه : در اكثر موسسات توليدي قبل از شروع هر دوره مالي هزينه ها را پيش بيني يا برآورد مي نمايند. اين پيش بيني موجب مي شود كه قبل از اقدام به توليد بهاي تمام شده محصولاتي كه در آينده ساخته مي شوند تا حدودي مشخص گردد.
ب: شناسايي بعد از هزينه: اين عمل در طول دوره و يا پايان دوره مالي پس از اينكه هزينه به مصرف رسيد انجام مي شود كه به آن شناسايي هزينه هاي واقعي مي گويند.
پيش بيني هزينه هاي سربار
در بسياري واحد هاي بزرگ معمولا در ابتداي دوره مالي هزينه هاي سربار بر اساس تجربيات سال قبل و با درنظر گرفتن تغيرات احتمالي در نرخ عوامل هزينه پيش بيني مي شوند. اين پيش بيني داراي اهداف مختلفي است از جمله محاسبه نرخ جذب سربار كه اين نرخ تا پايان سال جهت محاسبه سربار تمام محصولات ساخته شده طي دوره مورد استفاده قرار مي گيرد.
طبقه بندي هزينه هاي سربار: اين طبقه بندي موجب مي شود تا مديران واحد هاي توليدي سريع تر و دقيق تر به اهداف مورد نظر دست يابند. متداول ترين اين طبقه بنديها عبارتند از:
طبقه بندي هزينه ها به مستقيم و غير مستقيم: هزينه هايي كه مستقيما به يك دايره از توليد ارتباط داشته باشند، مستقيم و هزينه هايي كه بطور مشترك توسط چند دايره به مصرف مي رسند هزينه هاي سربار غير مستقيم هستند) از اهداف مهم طبقه بندي هزينه ها به مستقيم و غير مستقيم تعيين سود آوري محصولات مختلف و نيز مشخص كردن سهم هر دايره در سود واحد توليدي است.)
طبقه بندي بر اساس ثابت ، متغير و نيمه متغير: ازمفيد ترين شيوه هاي طبقه بندي هزينه هاي سربارست زيرا تصميم گيري مديران در ارتباط با حجم توليد، قيمت گذاري محصولات و كنترل هزينه ها به منظور اهداف از پيش تعيين شده را ممكن مي سازد.
طبقه بندي بر اساس محل انجام هزينه :در اين طبقه بندي هزينه هاي سربار به سه گروه شامل : سربار ساخت، سربار اداري و تشكيلاتي و سربار توزيع و فروش تقسيم مي شوند.
ارتباط هزينه هاي سربار با مراكز هزينه
مركز هزينه : بخشي از يك واحد توليدي كه به ساخت محصول و يا به ارايه خدمات اشتغال داشته باشد يك مركز هزينه است. زيرا در آن بخش با صرف هزينه توليد انجام شده است و يا خدمت ارايه مي گردد. به عبارت ديگر هر دايره اي كه در به وجود آوردن هزينه سهيم باشد يك مركز هزينه محسوب مي شود. مراكز هزينه در يك واحد توليدي شامل مراكز يا دواير توليدي و مراكز يا دواير خدماتي مي باشد.
تسهيم هزينه هاي سربار
هزينه هاي سربار ساخت به دو صورت به دواير سرشكن مي گردد كه عبارتند از : تسهيم مستقيم و تسهيم بر اساس مبناهاي مناسب.
الف:تسهيم مستقيم :منظور سرشكن كردن هزينه هايي است كه در دواير مختلف كارخانه اعم از دواير توليدي يا دايره خدماتي مربوط مي شود و در آن دايره به مصرف مي رسند. مانند هزينه دستمزد كاركنان غير توليدي ، هزينه سوخت و روشنايي رستوران يا دايره تعميرات كارخانه.
ب: تسهيم بر مبناي مناسب: هزينه هاي عمومي كارخانه بايد بر اساس مبناي مناسبي بين دوايري كه در بوجود آمدن آنها نقش داشته تسهيم گردد. از نمونه هاي آن مي توان به مواد زير اشاره كرد: هزينه استهلاك ساختمان تاسيسات كارخانه
قبل از تسهيم هزينه هاي عمومي كارخانه به دواير توليدي و خدماتي بايد مبناي مناسب شناسايي و انتخاب گردد. انتخاب مبناها به شرايط واحد توليدي و نيز به سيستم حسابداري بهاي تمام شده بستگي دارد.
| رديف | عنوان هزينه | مبناي تسهيم |
| 1 | هزينه استهلاك ماشين آلات | تعداد توليد، ساعت كار ماشين، ارزش ماشين آلات |
| 2 | هزينه استهلاك ساختمان | ارزش ساختمان و مساحت زيربنا |
| 3 | هزينه اجاره ساختمان | مساحت زيربنا |
| 4 | هزينه تعميرات ساختمان | برآوردهاي فني – مساحت زيربنا |
| 5 | هزينه بيمه ساختمان و تاسيسات | ارزش كارشناسي در تاريخ عقد قرارداد بيمه |
| 6 | هزينه بيمه ماشين آلات | ارزش كارشناسي در زمان عقد قرارداد بيمه |
| 7 | هزينه سوخت و روشنايي | برآوردهاي فني – مساحت زيربنا |
| 8 | هزينه حرارت مركزي | برآوردهاي فني – مساحت زيربنا |
| 9 | هزينه بيمه هاي اجتماعي | حقوق و دستمزد كاركنان |
| 10 | هزينه بيمه بيكاري | حقوق و دستمزد كاركنان |
| 11 | هزينه بيمه حوادث ناشي از كار | تعداد كاركنان |
| 12 | هزينه برق صنعتي | ساعت كار ماشين |
| 13 | هزينه آب مصرفي | كنتور – برآوردهاي فني |
| 14 | هزينه سرپرستي | تعداد كارگران |
| 15 | هزينه رفاهي كارگران | تعداد كارگران |
| 16 | هزينه هاي اداري و تشكيلاتي | ساعت كار مستقيم |
| 17 | هزينه تعمير ماشين آلات | تعداد توليد- ساعت كار ماشين – ارزش ماشين ْآلات |
| 18 | هزينه حمل و نقل داخلي | تعداد قبض هاي انبار – مقدار مواد مصرفي |
تسهيم اوليه
پس از مشخص شدن هزينه هاي عمومي و مشخص شدن دواير يا مراكز هزينه، بايد هزينه هاي سربار به مراكز هزينه سرشكن گردد. اين عمل را تسهيم اوليه گويند. بعبارت ديگر تسهيم اوليه عبارست از سرشكن كردن هزينه هاي غير مستقيم به مراكز هزينه اعم از دواير توليدي و دواير خدماتي بر اساس مبناهاي مناسب.
مثال جامع تسهيم اوليه: