به وبلاگ شرکت ملک خوش آمدید. | وب سایت شرکت حسابداری ملک

زمان مطالعه :

حسابداری صنعتی یا بهای تمام شده

 

حسابداری بهای تمام شده (حسابداری صنعتی ) چیست؟به شاخه ای از حسابداری اطلاق می شود که جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل هزینه، محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات ، همچنین ارایه روشهای تقلیل بهای تمام شده تولید از طریق تجزیه و تحلیل  گزارشها و بررسی شیوه های تولید را عهده دار می باشد.

نرم افزار های ویژه حسابداری صنعتی ملک

 

نرم افزار ویژه حسابداری صنعتی بهترین گزینه برای صنایع

نرم افزار نفت و گاز ملک

 

 

 

اصطلاحات و مفاهیم گوناگون هزینه

هزینه : ‌اندازه پولی منابع اقتصادی که به خاطر رسیدن به یک مقصود معین یا یک مزیت مشخص در گذشته مصرف و فدا شده است یا در نظر است در آینده مصرف و فدا شود.

انباشت و انتساب هزینه ها:

در هر سیستم هزینه یابی،  هزینه ها در دو مرحله اساسی به شرح زیر مد نظر قرار می گیرند:

مرحله اول:‌ انباشت هزینه ها بر حسب طبقه بندی طبیعی آنها که که اغلب این طبقه بندی خود توصیف کننده هزینه مربوط است نظیر مواد ، دستمزد، سوخت ، تبلیغات و حمل و نقل

مرحله دوم: انتساب هزینه های انباشته به موضوعات مختلف هزینه

انباشت هزینه:‌عبارتست از گردآوری اطلاعات مرتبط با هزینه ها به گونه ای سازمان یافته و از طریق سیستم حسابداری

انتساب هزینها: یک اصطلاح کلی است که هر دو حالت زیر را در برمیگیرد:

الف: ردیابی هزینه های انباشته با یک موضوع هزینه

ب: تخصیص هزینه های انباشته به موضوعات مختلف هزینه

طبقه بندی بر حسب گرایش هزینه ها

هزینه های ثابت

به هزینه هایی گفته می شود که اگر سطح فعالیت تغییر کند در مجموع بدون تغییر باقی می ماند مثلا اگر سطح فعالیت ۲۰% افزایش پیدا کند جمع هزینه های ثابت در بازه ای مشخص بدون تغییر باقی می ماند. نمونه های بارز هزینه های ثابت عبارتند از: هزینه استهلاک ماشین آلات و تجهیزات تولیدی در شرکتهای صنعتی، عوارض ساختمان کارخانه و حقوق کارکنان

هزینه های متغیر

این هزینه ها در مجموع متناسب با تغییر در محرک هزینه تغییر می کنند. اگر فعالیت به میزان ۲۰% افزیش یابد جمع هزینهای متغیر هم به همین میزان افزایش پیدا می کند اما هزینه متغیر هر واحد محصول با تغییر در حجم فعالیت ثابت می ماند و تغییر نمی کند. نمونه های بارز هزینه های متغیر ساخت عبارتند از مواد مستقیم و برخی از اقلام سربار ساخت نظیر هزینه برق مصرفی ماشین آلات و در برخی موارد هزینه دستمزد مستقیم (مانند هزینه دستمزد کارکنان موقت ). نمونه هایی از هزینه های متغیر غیر تولیدی عبارتند از: هزینه های کارمزد توزیع و فروش که نوعا متغیرند.

طبقه بندی هزینه ها بر حسب حوزه های کاری

هزینه های ساخت یا هزینه های تولید

هزینه ساخت به کلیه هزینه های مرتبط با کوششهایی که در جهت تولید محصولات بعمل می آید اطلاق می شود. عوامل تشکیل دهنده هزینه کوششهای ساخت عبارتنداز:

هزینه های مستقیم ساخت: شامل هزینه مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سایر هزینه های مستقیم ساخت

هزینه های غیر مستقیم ساخت: یا هزینه های سربار ساخت یا هزینه های بالاسری یا هزینه های سربار تولید

هزینه های مستقیم ساختعبارتند از:

مواد مستقیم:‌مواد خامی که در فرایند ساخت مصرف می شوند. جزیی از محصول تکمیل شده را تشکیل می دهند (یعنی عینا در محصول وارد می شوند) مبلغ نسبی آن با اهمیت است و می توان آن را به سهولت و بطور مستقیم با یک واحد محصول ردیابی نمود.

هزینه های مواد مستقیم در یک شرکت تولیدی شامل اقلام:

  • بهای خرید مواد
  • هزینه های حمل و بیمه مواد خریداری شده
  • هزینه های مربوط به حقوق و عوارض گمرکی و سود بازرگانی
  • کاهش بابت هرگونه تخفیف به خاطر واریز سریع مبلغ خرید به فروشندگان مواد
  • سایر هزینه هایی که به نوعی به تحصیل و دستیابی به مواد اولیه مربوط می شود.

دستمزد مستقیم: هزینه حقوق و دستمزد و بعضا مزایای جانبی متعلق به کارکنانی ک مستقیما روی محصولات تولیدی کار میکنند  و در تبدیل مواد مستقیم به محصول نقش مستقیم دارند به گونه ای که هزینه های مزبور را می توان به سهولت و به طور مستقیم بایک واحد محصول ردیابی کرد به عنوان هزینه دستمزد مستقیم طبقه بندی کرد. شامل اقلام:

  • هزینه حقوق و دستمزد کارکنانی که مستقیم در مونتاژ‍ خودرو در یک کارخانه خودرو سازی کار می کنند.
  • هزینه فوق العاده های جانبی کارکنان بخش تولیدی مانند فوق العاده اضافه کاری و مزایای پایان خدمت کارکنان.

 

 

هزینه های غیر مستقیم ساخت (سربار ساخت – هزینه های بالاسری ساخت ) عبارتند از:

به کلیه هزینه های مرتبط با کوششهای ساخت اطلاق می شود که رابطه مستقیمی با محصولات تولیدی ندارند و در نتیجه به سهولت قابل ردیابی با یک واحد محصول مشخص نمی باشند یا مبلغ نسبی اینگونه اقلام آنقدر کم اهمیت است که ردیابی مستقیم آنها با توجه به رویکرد فزونی منافع بر مخارج توجیه اقتصادی ندارد. در مجموع سربار ساخت را می توان در سه گروه زیر طبقه بندی کرد:

مواد غیر مستقیم: هزینه موادی که مصرف آنها در فرایند ساخت ضروری است اما جزیی از محصول را تشکیل نمی دهند . مانند:

  • هزینه مته های مصرفی دریل برای سوراخ کردن ورقه ها ی فلزی در یک کارخانه یخچال سازی
  • چسب، میخ، پرچ و الکترود مصرفی برای جوشکاری

دستمزد غیر مستقیم : حقوق و دستمزد کلیه کارکنانی که مستقیما روی محصول کار نمی کنند اما خدماتی که ارائه می کنند از لحاظ انجام فرایند ساخت ضروری و جزء کوششهای ساخت محسوب می شود. نمونه های بارز آن عبارتند از:

  • حقوق و دستمزد سرپرستان تولید
  • سرکارگرانی که مستقیما روی محصول کار نمی کنند مانند کاکنان قسمت تعمیر و نگهداشت ، نگهبانی کارخانه
  • کارکنان بخش خدمات و پشتیبانی تولید در کارخانه
  • کلیه ی مزایای جانبی کارکنان گروههای فوق

سایر اقلام هزینه سربار ساخت : کلیه هزینه های مرتبط با کوششهای ساخت غیر از مواد مصرفی و حقوق و دستمزد اعم از مستقیم و غیر مستقیم.

هزینه استهلاک تاسیسات و ماشین آلات کارخانه

هزینه استهلاک ساختمان کارخانه

هزین بیمه ماشین آلات و ساختمان کارخانه

هزینه آب و برق و گاز و تلفن کارخانه

هزینه های محصول و هزینه های دوره

یکی از موضوعات مهم درحسابداری مالی وصنعتی زمان بندی شناسایی مخارج تحصیل اقلام دارایی به عنوان هزینه است.

هزینه محصول هزینه قابل تخصیص به کالاهایی است که به منظور بازفروش خریداری یا ساخته می شوند. هزینه محصول برای ارزشیابی موجودی کالای ساخته شده و موجودی کالای در جریان ساخت تا زمان فروش به کار برده می شود.

در دوره ای که موجودی محصول مورد نظر فروخته می شود ارزش تخصیص یافته به موجودی کالای فروش رفته (هزینه محصول) به عنوان هزینه جاری(دوره) شناسایی و اصطلاحاتحت عنوان بهای تمام شده کالای فروش رفته در صورت سود و زیان انعکاس می یابد.

در شرکتهای تولیدی هزینه کوششهای ساخت یعنی مواد ، دستمزد و سربار ساخت هزینه محصول راتشکیل می دهند.

هزینه دوره: کلیه هزین هایی را که نمی توان جزء هزینه محصول منظور کرد اصطلاحا هزینه دوره می نامیم. این هزینه ها به جای اینکه با تولید کالا یا کالای خریداری شده ارتباط داشته باشند به نوعی با دوره زمانی که طی آن واقع شده اند ارتباط دارند. هزینه های دوره در دوه وقوع کلا در صورت سود و زیان انعکاس می یابند.

 

رویکرد های مختلف تعیین هزینه های محصول

  • هزینه یابی جذبی (کامل): طرفداران این رویکرد معتقدند که تمامی هزینه های ساخت اعم از ثابت و متغیر باید جزء هزینه محصول منظور و بهای تمام شده کالای فروش رفته ، بهای تمام شده موجودی کالای ساخته شده و موجودی کالای در جریان ساخت بر این اساس ارزشیابی و در صورتهای مالی اساسی پایان دوره ارائه شود و تمامی هزینه های دیگر باید هزینه دوره در نظر گرفته شود. این رویکرد یک دیدگاه سنتی است که با اصول پذیرفته شده حسابداری برای تهیه و ارائه صورتهای مالی اساسی هماهنگی و سازگاری دارد.
  • هزینه یابی مستقیم (یا متغیر یا نهایی):‌ طرفداران این رویکرد اعتقاد دارند که هزینه های محصول تنها هزینه های متغیر ساخت را در بر میگیرد و بقیه هزینه ها ی دیگر جزء هزینه های دوره محسوب می شوند. صورت سود و زیان مبتنی بر این رویکرد را اصطلاحا صورت سود و زیان مبتنی بر حاشیه فروش نیز می نامند.
  • هزینه یابی طبق خواست مدیریت: در این رویکرد فرض بر اینست که مدیریت تعیین می کند که کدام هزینه مرتبط با محصول است و بعبارتی در این رویکرد تعریف هزینه محصول ذهنی است و به استفاده مدیریت از اطلاعات مرتبط با هزینه ها بستگی دارد.

هزینه در صورتهای مالی

ترازنامه

در شرکتهای تولیدی عموما انواع مختلف موجودی به شرح زیر انعکاس می یابد:

  • موجودی مواد اولیه: که شامل کلیه مواد قبل از ورود به فرایند تولید است.
  • موجودی کالای در جریان ساخت:‌به محصولاتی اشاره دارد که در تاریخ ترازنامه بعضا تکمیل شده اند.
  • موجودی کالای ساخته شده: به محصولات تکمیل شده و آماده فروش در تاریخ ترازنامه اشاره دارد.
  • موجودی ملزومات و قطعات مصرفی در تولید:

 

صورت سود و زیان یک شرکت تولیدی

شرکت تولیدی الف

صورت سود و زیان

برای سال مالی منتهی به پایان اسفند —-

ریال
درآمد فروش ***
بهای تمام شده کالای فروش رفته (بر حسب هزینه محصول) (***)
سود ناخالص ***
کسر می شود: هزینه های فروش، عمومی و اداری (***)
سود عملیاتی ***
اضافه می شود: خالص سایر درآمد ها و هزینه ها ***
سود قبل از مالیات ***
ذخیره مالیات (***)
سود خالص پس از کسر مالیات ***

گردش هزینه های ساخت

همین که مواد اولیه در فرایند تولید به مصرف می رسد هزینه آن به موجودی کالای در جریان ساخت وارد می گردد. به همین ترتیب هزینه های دستمزد  مستقیم و سربار ساخت نیز در کالای درجریان ساخت انباشته و به هزینه مواد مصرف شده افزوده می شود. هنگامی که محصولات تکمیل شد بهای تمام شده آنها که انباشت هزینه های مواد مستقیم مصرف شده، دستمزد مستقیم انجام شده  و سربار ساخت تعلق گرفته می باشد از موجودی کالای در جریان ساخت خارج و به موجودی کالای ساخته شده انتقال می یابد.

این هزینه های انباشته در کالای تکمیل شده تا زمانی که محصولات مربوط به فروش نرفته است در کالاهای ساخته شده باقی می ماند . در زمان فروش هزینه های محصول ( بهای تمام شده ساخت یا هزینه های ساخت) مقدار کالای فروش رفته از کالای ساخته شده خارج و به بهای تمام شده کالای فروش رفته که به عنوان هزینه دوره در دوره ای که فروش واقع می شود انتقال می یابد.

در شرکتهای تولیدی معمولا برای تلخیص اطلاعات مرتبط با گردش هزینه های ساخت طی یک دوره حسابداری از جدولی موسوم به جدول بهای تمام شده کالای آماده برای فروش و جدول دیگری به نام جدول بهای تمام شده کالای فروش رفته استفاده می شود. این جداول اساسا کاربرد درون سازمانی دارند و در اختیار سایر استفاده کنندگان از اطلاعات مالی قرار داده نمی شوند.

 

جدول بهای تمام شده کالای ساخته شده

شرکت تولیدی الف

جدول بهای تمام شده کالای ساخته شده

برای سال مالی منتهی به پایان اسفند —-

ریال
هزینه مواد مستقیم مصرف شده در تولید:
موجودی مواد اولیه در آغاز سال ***
اضافه می شود: خرید مواد اولیه در طول سال ***
مواد اولیه آماده مصرف ***
کسر می شود: موجودی مواد اولیه در پایان سال (***)
هزینه مواد مستقیم مصرف شده در تولید در طول سال ***
هزینه دستمزد مستقیم ***
بهای اولیه ***
هزینه های ساخت :
مواد غیر مستقیم ***
دستمزد غیر مستقیم ***
استهلاک ساختمان کارخانه ***
استهلاک تجهیزات کارخانه ***
آب و برق و گاز مصرفی ***
بیمه ساختمان کارخانه ***
سایر هزینه های سربار ساخت ***
جمع هزینه های سربار ساخت ***
جمع هزینه های ساخت ***
اضافه می شود: موجودی کالای در جریان ساخت در آغاز سال ***
کسر می شود: موجودی کالای در جریان ساخت در پایان سال (***)
بهای تمام شده کالای ساخته شده طی سال ***
 

 

 

 

جدول بهای تمام شده کالای فروش رفته

 

شرکت تولیدی الف

جدول بهای تمام شده کالای فروش رفته

برای سال مالی منتهی به پایان اسفند —-

ریال
بهای تمام شده موجودی کالای ساخته شده در آغاز سال ***
اضافه می شود: بهای تمام شده کالای ساخته شده طی سال ***
بهای تمام شده کالای آماده برای فروش ***
کسر می شود: بهای تمام شده موجودی کالای ساخته شده در پایان سال (***)
بهای تمام شده کالای فروش رفته طی سال ***

 

هزینه یابی و کنترل مواد

سیستمهای حسابداری ثبت موجودیها

برای حسابداری مواد اولیه مصرف شده در تولید و مواد اولیه موجود در انبار در پایان هر دوره از سیستم ثبت ادواری یا سیستم ثبت دائمی موجودیها می توان استفاده کرد.

سیستم ثبت ادواری موجودیها:‌ در این سیستم مواد اولیه خریداری شده در حسابی بنام خرید مواد اولیه ثبت می شود. اگر در آغاز دوره موجودی مواد اولیه وجود داشته باشد ارزش آن در حساب جداگانه ای بنام موجودی مواد اولیه ثبت می گردد. حرید مواد اولیه طی دوره به اضافه موجودی مواد اولیه در اول دوره معرف مواد اولیه در دسترس برای مصرف طی دوره است. برای دستیابی به هزینه موجودی مواد اولیه در پایان دوره موادی که در پایان دوره هنوز در انبار وجود دارند شمارش و انبار گردانی می شود. سپس هزینه مواد اولیه مصرف شده در تولید طی دوره از کسر کردن هزینه موجودی مواد اولیه در پایان دوره از هزینه مواد اولیه در دسترس برای مصرف طی دوره به شرح زیر بدست می آید:

 

هزینه موجودی مواد اولیه در اول دوره                                                ***

+ هزینه خرید مواد اولیه طی دوره                                                    ***

= هزینه مواد اولیه آماده برای مصرف                                                ***

-هزینه موجودی مواد اولیه در پایان دوره(بر مبنای انبار گردانی)                  (***)

= هزنیه مواد اولیه مصرف شده در تولید                                              ***

 

سیستم ثبت دائمی موجودیها : در این سیستم مواد خریداری شده به جای ثبت در حساب خرید مواد در حساب موجودی مواد اولیه ثبت می شود. اگر مواد اولیه در اغاز دوره وجود داشته باشد ارزش این مواد نیز در همان حساب موجودی مواد اولیه انعکاس می یابد.

هنگامی که مواد مصرف می شود حساب موجودی مواد اولیه بابت هزینه مواد مصرف شده در تولید بستانکار و حساب موجودی کالای در حریان ساخت که معرف فرایند ساخت است به همان میزان بدهکار می گردد. نتیجه نهایی اجرای این سیستم این است که هزینه مواد اولیه مصرف شده در فرایند ساخت هنگام مصرف مواد به تولید منظور می شود و مانده حساب موجودی مواد اولیه معرف هزینه موادی است که هنوز مصرف نشده و آماده مصرف در فرایند ساخت می باشد.

بنابراین در این سیستم هم هزینه مواد مصرف شده و هم ارزش موجودی مواد در پایان هر دوره را می توان پس از هر رخداد به شکلی مستقیم محاسبه کرد.

 

 

 

 

 

 

نوع فعالیت سیستم ثبت ادواری سیستم ثبت دائمی
خرید نسیه خرید کالا موجودی کالا
حسابهای پرداختنی حسابهای پرداختنی
هزینه حمل هزینه حمل موجودی کالا
بانک بانک
تخفیفات نقدی خرید حسابهای پرداختنی حسابهای پرداختنی
تخفیفات نقدی خرید حساب موجودی کالا
برگشت از خرید نسیه حسابهای پرداختنی حسابهای پرداختنی
برگشت از خرید وتخفیفات حساب موجودی کالا
فروش کالا حسابهای دریافتنی حسابهای دریافتنی
فروش فروش
بهای تمام شده کالای فروش رفته
موجودی کالا
برگشت از فروش نسیه برگشت از فروش و تخفیفات برگشت از فروش و تخفیفات
حسابهای دریافتنی حسابهای دریافتنی
موجودی کالا
بهای تمام شده کالای فروش رفته
تخفیفات نقدی فروش تخفیفات نقدی فروش تخفیفات نقدی فروش
حسابهای دریافتنی حسابهای دریافتنی
ثبت اصلاحی پایان سال خلاصه سود و زیان ندارد
موجودی کالا (ابتدای سال)
موجودی کالا (انتهای سال)
خلاصه سود و زیان
نظر به اینکه سیستم ثبت دائمی موجودیها در مقایسه با سیستم ثبت ادواری کنترل بهتر و اطلاعات بیشتر و مربوط تری فراهم می سازد اغلب موسسات و شرکتهای متوسط و بزرگ از این سیستم استفاده می کنند. لذا ما نیز از این پس از این سیستم پیروی می کنیم.
ثبت های حسابداری مرتبط با هزینه مواد
خرید مواد حساب کنترل موجودی مواد (انبار مواد)
موجودی نقدی / حسابهای پرداختنی
ارسال مواد به فرایند تولید حساب کنترل موجودی کالای در جریان ساخت
حساب کنترل هزینه های سربار ساخت
حساب کنترل موجودی مواد
تکمیل محصول حساب کنترل موجودی کالای ساخته شده
حساب کنترل موجودی کالای در جریان ساخت

 

 

 

 

روشهای مختلف ارزشیابی مواد اولیه در سیستم ثبت ادواری و دائمی

ثبت ادواری

در این سیستم از روشهای میانگین موزون –FIFO–LIFO استفاده می شود.

 

فرایند روش ادواری:

  • محاسبه بهای تمام شده کالای آماده برای فروش
    (قیمت خرید * تعداد خرید طی دوره ) +(قیمت * تعداد موجودی اول دوره )
  • محاسبه بهای تمام شده موجودی آخر دوره به یکی از روشهای انتخابی
    قیمت خرید به روش خواسته شده * مانده آخر دوره
  • محاسبه بهای تمام شده کالای فروش رفته
    ۲ – ۱

 

ثبت دائمی

در این سیستم از روشهای شناسایی وی‍ژه –FIFO–LIFO– میانگین متحرک استفاده می شود.

با توجه به عمومیت بیشتر استفاده از روشهای میانگین و FIFO مثال جامع با این دو روش حل شده است.

شناسایی ویژه :‌این روش مستلزم پیگیری جریان فیزیکی و بهای تمام شده هر قلم از موجودیها از زمان تحصیل تا موقع فروش است. در مواردی مناسب است که بتوان هر قلم از موجودیها را بطور جداگانه مشخص کرد. در مورد اقلام گران قیمت و منحصر به فرد کاربرد دارد.

FIFO : در این روش مواد اولیه ای که ابتدا دریافت می شود ابتدا نیز مصرف می شود. این وضعیت مشخصا هنگامی مصداق پیدا می کند که مواد اولیه فاسد شدنی و دارای تاریخ انقضاء است.

LIFO : ارزشیابی موجودیها بر این فرض مبتنی است که موادی که آخر دریافت می شود در نظر است ابتدا مصرف شود.  در کشور ما این روش جزء  روشهای قابل قبول برای مقاصد مالیاتی محسوب نمی شود.

روش میانگین: این روش زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که نرخ مواد اولیه در بازار با نوسان شدید همراه باشد. و باعث می شود که نوسان نرخ مواد تا حدود زیادی همراه و هماهنگ با قیمتهای بازار به بهای تمام شده کالای در جریان ساخت انتقال داده می شود.

نحوه عمل به این صورت است که به ازاء هر محموله مواد مشابهی که به انبار وارد می شود یک نرخ جدید محاسبه می شود. یعنی در حسابداری مواد ابتدا تعداد یا مقدار مواد وارده به انبار به تعداد یا مقدار مواد موجود در انبار اضافه می گردد سپس مبلغ مواد وارده به انبار نیز به مبلغ موجود انیار اضافه می شود.

از تقسیم جمع مبلغ بدست آمده بر جمع تعداد یا مقدار مواد موجود در انبار یک نرخ جدید بدست می آید.

مثال جامع

موجودی یک قلم کالا در شرکت نمونه در اول تیر مساوی ۱۸ واحد و بهای تمام شده یک واحد آن بالغ بر ۱۰۰۰ ریال است. در طول این ماه ۳۲ واحد از این کالا به شرح زیر خریداری شده است:

موجودی اول تیر (۱۰۰۰ ریال * ۱۸  واحد ) ۱۸۰۰۰ ریال

خرید در ۱۱ تیر (۱۰۵۰ ریال * ۱۰ واحد ) ۱۰۵۰۰ ریال

خرید در ۲۵ تیر (۱۱۰۰ ریال * ۱۲ واحد ) ۱۳۲۰۰ ریال

خرید در ۳۰ تیر ( ۱۲۰۰ ریال * ۱۰ واحد ) ۱۲۰۰۰ ریال

جمع                     ۵۳۷۰۰ ریال

از ۵۰ واحد کالای مشروح بالا ۳۰ واحد آن در طول تیر ماه فروش رفته و ۲۰ واحد آن باقیمانده است . صورت ریز فروشهای تیر ماه به شرح زیر است:

در ۳ تیر                ۸ واحد

در ۱۷ تیر                ۵ واحد

در ۲۸ تیر                ۱۷ واحد

۳۰ واحد

مطلوبست بهای تمام شده کالای فروش رفته و بهای تمام شده موجودی کالای در انتهای ماه بر حسب سیستم ارزشیابی دایمی موجودیها به روش میانگین متحرک و FIFO

ثبت حساب موجودی کالا در سیستم ارزشیابی دایمی موجودیها به روش FIFO
خرید ها فروش ها مانده
تاریخ شرح تعداد ب.ت شده یک واحد جمع ب.ت شده تعداد ب.ت شده یک واحد جمع ب.ت شده تعداد جمع بهای تمام شده
۱ تیر مانده ۱۸ ۱۰۰۰ ۱۸۰۰۰ ۱۸ ۱۸۰۰۰
۳ تیر فروش ۸ واحد ۸ ۱۰۰۰ ۸۰۰۰ ۱۰ ۱۰۰۰۰
۱۱ تیر خرید ۱۰ واحد ۱۰ ۱۰۵۰ ۱۰۵۰۰ ۲۰ ۲۰۵۰۰
۱۷ تیر فروش ۵ واحد ۵ ۱۰۰۰ ۵۰۰۰ ۱۵ ۱۵۵۰۰
۲۵ تیر خرید ۱۲ واحد ۱۲ ۱۱۰۰ ۱۳۲۰۰ ۲۷ ۲۸۷۰۰
۲۸ تیر فروش ۱۷ واحد ۵

۱۰

۲

۱۰۰۰

۱۰۵۰

۱۱۰۰

۵۰۰۰

۱۰۵۰۰

۲۲۰۰

۱۰ ۱۱۰۰۰
۳۰ تیر خرید ۱۰ واحد ۱۰ ۱۲۰۰ ۱۲۰۰۰ ۲۰ ۲۳۰۰۰
۵۳۷۰۰ ۳۰۷۰۰

 

ثبت حساب موجودی کالا در سیستم ارزشیابی دایمی موجودیها به روش میانگین متحرک
خرید ها فروش ها مانده
تاریخ شرح تعداد ب.ت شده یک واحد جمع ب.ت شده تعداد ب.ت شده یک واحد جمع ب.ت شده تعداد جمع بهای تمام شده
۱ تیر موجودی ۱۸ ۱۰۰۰ ۱۸۰۰۰ ۱۸ ۱۰۰۰ ۱۸۰۰۰
۳ تیر فروش ۸ واحد ۸ ۱۰۰۰ ۸۰۰۰ ۱۰ ۱۰۰۰ ۱۰۰۰۰
۱۱ تیر خرید ۱۰ واحد ۱۰ ۱۰۵۰ ۱۰۵۰۰ ۲۰ ۱۰۲۵ ۲۰۵۰۰
۱۷ تیر فروش ۵ واحد ۵ ۱۰۲۵ ۵۱۲۵ ۱۵ ۱۰۲۵ ۱۵۳۷۵
۲۵ تیر خرید ۱۲ واحد ۱۲ ۱۱۰۰ ۱۳۲۰۰ ۲۷ ۳/۱۰۵۸ ۲۸۵۷۵
۲۸ تیر فروش ۱۷ واحد ۱۷ ۳۳/۱۰۵۸ ۱۰ ۳۳/۱۰۵۸ ۱۰۵۸۳
۳۰ تیر خرید ۱۰ واحد ۱۰ ۱۲۰۰ ۱۲۰۰۰ ۲۰ ۱۵/۱۱۲۹ ۲۲۵۸۳
۳۱۱۱۷

 

 

 

 

مقایسه روشهای ارزیابی موجودیها

موجودی آخر دوره FIFO< موجودی آخر دوره میانگین < موجودی اخر دوره LIFO

بهای تمام شده کالای فروش رفته LIFO< ب.ت کالای فروش رفته میانگین < ب.ت کالای فروش رفته FIFO

سود ناخالص FIFO< سود ناخالص میانگین < سود ناخالص LIFO

مزایا و نقاط ضعف روشهای مختلف

شناسایی ویژه :

مزیت: امکان مقابله صحیح اقلام بهای تمام شده را با درآمد امکان پذیر می کند.

ضعف:‌امکان اعمال نفوذ بر رقم سود ناخالص را فراهم می کند.

FIFO

مزیت: ساده – متداول – دردوره هایی که قیمتها در حال افزایش است موجب محاسبه سود ناخالص بیشتر می شود.

ضعف: چون درآمد های جاری با اقلام بهای تمام شده قدیمی مقایسه می شود سودآوری بیشتر از واقع نشان داده می شود و سود بیشتر = مالیات بیشتر

LIFO

مزیت: در دوره های افزایش قیمت مالیات کمتری می پردازیم (چون سود کمتر نشان داده می شود) در نتیجه موجب بهبود وضعیت وجوه نقد می شود.

ضعف: اگر در زمان افزایش قیمتها چند دوره متوالی به کار برده شود اقلام موجودیهای منعکس درترازنامه با ارزش به مراتب کمتر از قیمتهای جاری نشان داده می شود از طرفی اگر چه سود کمتر = مالیات کمتر اما سود کمتر همچنان مساوی است با سود هر سهم کمتر برای سهامداران.

میانگین ها:

مزیت:‌روشی واقع گرایانه برای هزینه یابی مواد است که می تواند برای مدیریت در تحلیل نتایج عملیات و ارزیابی تولید آتی سودمند واقع شود.

آثار قیمتهای غیر عادی بالا و پایین مواد راحداقل می کند و بدین ترتیب برآورد با ثبات تری از هزینه ها رابرای کارهای آینده امکان پذیر می سازد.

روشی عملی و کم هزینه به ویژه در سیستم ثبت دائمی موجودیهاست.

 

  • ارزشیابی موجودیها به اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار

طبق استانداردهای حسابداری و گزارشگری مال، موجودیها شامل مواد اولیه، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده باید به بهای تمام شده یا قیمت بازار هر کدام که کمتر است قیمت گذاری شود. این انحراف از مبنای بهای تمام شده تاریخی متکی براصل احتیاط یا اصل محافظه کاری در حسابداری و گزارشگری مالی است.

بهای تمام شده موجودی مواد اولیه را می توان به سهولت از طریق اعمال هر یک از روشهای مرسوم توضیح داده شده ( نظیر اولین صادره از اولین وارده یا میانگین موزون )  تعیین کرد اما ارزش جاری بازار در خصوص مواد اولیه معمولا ارزش جایگزینی مواد تعریف شده است. یعنی اگر شرکت بخواهد درآن تاریخ مواد مورد نظر را خریداری کند چه میزان هزینه متحمل خواهد شد.

ثبتهای مربوط به انعکاس هزینه حقوق و دستمزد تولید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیستم های پرداخت حقوق و دستمزد

این سیستمها را می توان علیرغم تنوع زیاد به سه دسته زیر تقسیم کرد:

  • سیستمهای مبتنی بر زمان:‌این گروه سیستمها بر این اصل تکیه دارند که به هریک از کارکنان بر مبنای ساعات حضور در محل کار حقوق و دستمزد پرداخت می شود.
  • سیستمهای پارچه کاری : به طور کلی سیستم پرداخت دستمزد بر مبنای تعداد واحدهای تولید شده را اصطلاحا سیستم پارچه کاری می نامند.
  • طرحهای مبتنی بر پاداش: طرحهای مبتنی بر پاداش عمدتا به خاطر جبران خدمات کارکنانی ارائه شده اند که براساس سیستمهای مبتنی بر زمان، دستمزد می گیرند. اصل اساسی حاکم بر این طرحها ایجاد انگیزش در کارکنان در انجام موثر کارها و افزایش عایدی آنان است.

 

 

مثال جامع:‌در شرکت صنعتی خاور دستمزد کارکنان به شکل هفتگی پرداخت می شود. در جدول زیر خلاصه دستمزد کارکنان مستقیم خطوط تولید مربوط به هفته آخر بهمن ماه ارائه شده است.

خلاصه دستمزد کارکنان مستقیم خطوط تولید
نام کارکنان ساعت کارکرد نرخ دستمزد یک ساعت جمع دستمزد ناخالص
ساعت ریال ریال
آقای ج.محسنی ۴۰ ۰۰۰/۱۰ ۰۰۰/۴۰۰
آقای ح – حسنی ۳۵ ۰۰۰/۸ ۰۰۰/۲۸۰
آقای د – حسینی ۴۰ ۰۰۰/۹ ۰۰۰/۳۶۰
آقای ر – دبیری ۴۰ ۰۰۰/۱۰ ۰۰۰/۴۰۰
آقای ن – نظری ۳۶ ۵۰۰/۹ ۰۰۰/۳۴۲
آقای ی – نجفی ۴۰ ۰۰۰/۹ ۰۰۰/۳۶۰
آقای م – طبیبی ۴۰ ۰۰۰/۱۰ ۰۰۰/۴۰۰
جمع ۰۰۰/۵۴۲/۲

سایر اطلاعات مربوط به هفته مورد نظر به شرح زیر است:

جمع مبلغ مالیاتهای تکلیفی کارکنان                                                                                 ۰۰۰/۱۳۳ ریال

جمع مبلغ بیمه اجتماعی تکلیفی سهم کارکنان (۷%)                                                               ۰۰۰/۱۷۷ ریال

جمع مبلغ بیمه های اجتماعی سهم کارفرما              (۲۳%)                                                  ۰۰۰/۵۰۰ ریال

اطلاعات زیر نیز از تجزیه و تحلیل کارت اوقات کار کارکنان استخراج شده است.

 

نام کارکنان جمع ساعت کارکرد ساعات کار مستقیم ساعات کار غیر مستقیم
آقای ج.محسنی ۴۰ ۳۵ ۵
آقای ح – حسنی ۳۵ ۳۴ ۱
آقای د – حسینی ۴۰ ۳۵ ۵
آقای ر – دبیری ۴۰ ۳۰ ۱۰
آقای ن – نظری ۳۶ ۳۰ ۶
آقای ی – نجفی ۴۰ ۴۰
آقای م – طبیبی ۴۰ ۳۸ ۲
جمع ۲۷۱ ۲۴۲ ۲۹

با توجه به اطلاعات بالا:

الف:‌ثبت حسابداری مربوط به شناسایی هزینه دستمزد و بدهیهای مرتبط باآن را انجام دهید.

ب: ثبت حسابداری مربوط به نحوه تخصیص هزینه دستمزد به تولید را ارائه کنید.

 

 

حل :‌

نام کارکنان دستمزد مستقیم دستمزد غیر مستقیم
آقای ج.محسنی ۰۰۰/۳۵۰=۰۰۰/۱۰ * ۳۵ ۰۰۰/۵۰ = ۰۰۰/۱۰ * ۵
آقای ح – حسنی ۰۰۰/۲۷۲ =۰۰۰/۸ * ۳۴ ۰۰۰/۸ = ۰۰۰/۸ * ۱
آقای د – حسینی ۰۰۰/۳۱۵ = ۰۰۰/۹ * ۳۵ ۰۰۰/۴۵ = ۰۰۰/۹ * ۵
آقای ر – دبیری ۰۰۰/۳۰۰ =۰۰۰/۱۰ * ۳۰ ۰۰۰/۱۰۰ = ۰۰۰/۱۰ * ۱۰
آقای ن – نظری ۰۰۰/۲۸۵ = ۵۰۰/۹ * ۳۰ ۰۰۰/۵۷ = ۵۰۰/۹ * ۶
آقای ی – نجفی ۰۰۰/۳۶۰ = ۰۰۰/۹ * ۴۰
آقای م – طبیبی ۰۰۰/۳۸۰ = ۰۰۰/۱۰ * ۳۸ ۰۰۰/۲۰ = ۰۰۰/۱۰ * ۲
جمع ۰۰۰/۲۶۲/۲ ۰۰۰/۲۸۰

 

 

الف : ثبت حسابداری مربوط به شناسایی هزینه دستمزد و بدهیهای مربوطه:

بدهکار –ریال بستانکار -ریال
هزینه حقوق و دستمزد ( ۰۰۰/۵۰۰ + ۰۰۰/۵۴۲/۲ ) ۰۰۰/۰۴۲/۳
               مالیاتهای تکلیفی پرداختنی – وزارت امور اقتصادی و دارایی ۰۰۰/۱۳۳
               بیمه های اجتماعی پرداختنی – سازمان تامین اجتماعی (۳۰%) ۰۰۰/۶۷۷
               دستمزد پرداختنی – کارکنان ۰۰۰/۲۳۲/۲

 

ب: ثبت حسابداری مربوط به تخصیص هزینه دستمزد به تولید

بدهکار –ریال بستانکار -ریال
حساب کنترل موجودی کالای در جریان ساخت- دستمزد مستقیم ۰۰۰/۲۶۲/۲
حساب کنترل هزینه های سربار ساخت                       ۰۰۰/۵۰۰+۰۰۰/۲۸۰ ۰۰۰/۷۸۰
هزینه حقوق و دستمزد   ۰۰۰/۰۴۲/۳

 

اوقات تلف شده:‌

اگر کارگر به دلایل غیر موجه از انجام کار خودداری کند حق دریافت دستمزد را نخواهد داشت. ولی چنانچه کارگر آماده کار باشد ولی کارفرما به دلایلی قادر به ارجاع کار به او نباشد کارگر استحقاق دریافت حقوق را خواهد داشت که به این ترتیب دستمزد در مقابل کار انجام نشده پرداخت می گردد. که منجر به ایجاد هزینه دستمزد اوقات تلف شده می گردد. دستمزد تلف شده اگر چه جزء هزینه های مستقیم تولید است ولی با توجه به دلایل اتلاف وقت به حساب سربار ساخت منظور می شود.

در لیست حقوق و دستمزد شرکتها این دستمزد از دستمزد مستقیم جدا شده و به شکل زیر ثبت می شود:

حساب کنترل کالای در جریان ساخت                    ***

حساب کنترل سربار ساخت                            ***

حساب کنترل هزینه حقوق و دستمزد                        ***

 

روشهای ثبت دستمزد ایام مرخصی

مطابق ماده ۶۴ قانون کار مرخصی استحقاقی سالانه کارگران با استفاده از مزد و احتساب ۴ روز جمعه جمعا یک ماه است. ضمنا سایر روزهای تعطیل جزء ایام مرخصی محسوب نمی شود.

برای ثبت دستمزد ایام مرخصی دو روش مورد استفاده قرار می گیرد:

الف:‌ ثبت دستمزد ایام مرخصی پس از استفاده کارکنان از مرخصی استحقاقی :‌ که در این روش دستمزد ایام مرخصی کارکنان یکجا به حسابهای سربار مربوط (شامل سربار ساخت – سربار اداری یا سربار توزیع و فروش) منظور می گردد. استفاده از این روش موجب افزایش بهای تمام شده محصولاتی است که در ماه استفاده  از مرخصی تولید می گردد. این افزایش دو دلیل دارد:

  • چون طبق قانون کار مرخصی استحقاقی کارکنان با استفاده ار حقوق می باشد یعنی هر کارگر با انجام ۱۱ ماه کار ۱۲ ماه حقوق می گیرد. در نتیجه هزینه دستمزد ایام مرخصی بهای تمام شده محصولات ساخته شده در ماه استفاده از مرخصی را افزایش می دهد.
  • معمولا زمانی که کارکنان ار مرخصی استفاده می کنند از حجم تولید کاسته می شود

ب: روش ایجاد ذخیره : در این روش برای دستمزد ایام مرخصی کارکنان در ابتدای دوره مالی ذخیره ای تحت همین عنوان در نظر گرفته می شود

نحوه عمل: در ابتدای دوره حقوق و دستمزد ایام مرخصی کارکنان برای تمام دوره برآورد می گردد.

در  پایان هر ماه هزینه حقوق و دستمزد ایام مرخصی همان ماه محاسبه شده به حساب کنترل هزینه حقوق و دستمزد بدهکار می شود.

حساب کنترل هزینه حقوق و دستمزد                 ***

حساب ذخیره دستمزد ایام مرخصی                                        ***

تسهیم هزینه دستمزد حقوق به حساب کارکنان به شرح زیر است:

حساب کنترل سربار ساخت (کارکنانی که مستقیم یا غیر مستقیم در تولید هستند)***

حساب کنترل سربار اداری و تشکیلاتی          ***

حساب کنترل سربار فروش و بازاریابی         ***

حساب کنترل هزینه حقوق و دستمزد                       ***

برای پرداخت دستمزد کارکنانی که از مرخصی استفاده کرده اند :

حساب ذخیره دستمزد ایام مرخصی                     ***

حساب بانک                                                                          ***

ثبت پاداش

برای ثبت پاداش عموما بر مبنای تجربه ی سالهای گذشته در ابتدای دوره ذخیره ای برای این حساب در نظر گرفته می شود تا هزینه ی آن به طوریکسان به کالاهای تولیدی طی سال سرشکن گردد.

حساب کنترل هزینه حقوق و دستمزد      ***

کنترل ذخیره عیدی و پاداش               ***

ذخیره گرفتن ابتدای دوره برای پاداش

حساب کنترل سربار اداری و تشکیلاتی    ***

حساب کنترل سربار فروش و بازاریابی   ***

حساب کنترل هزینه حقوق و دستمزد         ***

ثبت تسهیم هزینه عیدی و پاداش

 

 

حساب ذخیره عیدی و پاداش             ***

بانک                                       ***

پرداخت عیدی و پاداش کارکنان

 

حساب کنترل هزینه حقوق و دستمزد     ****

حساب مالیات حقوق و دستمزد               **

حساب حق بیمه های اجتماعی (سهم کارگر)    **

حساب صندوق اجراء                       **

حساب ذخیره ایام مرخصی                  **

حساب ذخیره عیدی و پاداش                 **

حساب اقساط وام مسکن                    **

حساب شرکت تعاونی کارگران                **

حساب پیش پرداخت حقوق  و دستمزد          **

حساب حقوق و دستمزد پرداختنی           ****

ثبت لیست دستمزد کارگران مربوط به    ماه سال

سپس باید اقلامی را که در لیست درج شده و برای کارفرما هزینه محسوب می شود در حسابهای مربوط به هزینه ثبت گردد. مانند اقلام بیمه تامین اجتماعی سهم کارفرما و حق بیمه بیکاری

هزینه های بیمه اجتماعی              ***

حساب حق بیمه پرداختنی                 ***

ثبت حق بیمه های اجتماعی سهم کارفرما

حساب هزینه بیمه بیکاری              ***

حساب حق بیمه پرداختنی                 ***

ثبت حق بیمه بیکاری

 

حساب کنترل کالای در جریان ساخت       ***

حساب کنترل سربار ساخت               ***

حساب کنترل سربار اداری و تشکیلاتی    ***

حساب کنترل سربار توزیع و فروش       ***

حساب هزینه بیمه های اجتماعی            ***

حساب هزینه بیمه های بیکاری             ***

حساب هزینه صندوق کاراموزی              ***

حساب کنترل هزینه حقوق و دستمزد         ***

ثبت تسهیم هزینه حقوق و دستمزد به قسمتهای مختلف

حقوق  و دستمزد پرداختنی             ***

بانک (صندوق )                         ***

ثبت پرداخت حقوق و دستمزد       ماه کارکنان

حق بیمه پرداختنی                    ***

بانک                                  ***

پرداخت حق بیمه اجتماعی و بیکاری

 

هزینه یابی و کنترل هزینه های سربار ساخت

همانطور که در قسمتهای قبلی توضیح داده شد بهای تمام شده محصول از ۳ عامل تشکیل می شود که سربار ساخت یکی از آنهاست. به همین جهت باید مانند مواد اولیه و دستمزد مستقیم شناسایی وکنترل شود. سربار از هزینه های غیر مستقیم مختلف تشکیل می شود بنابراین ابتدا باید هزینه های سربار شناسایی شوند این عمل به دو صورت انجام می پذیرد:

الف: شناسایی قبل از انجام هزینه : در اکثر موسسات تولیدی قبل از شروع هر دوره مالی هزینه ها را پیش بینی یا برآورد می نمایند. این پیش بینی موجب می شود که قبل از اقدام به تولید بهای تمام شده محصولاتی که در آینده ساخته می شوند تا حدودی مشخص گردد.

ب: شناسایی بعد از هزینه: این عمل در طول دوره و یا پایان دوره مالی پس از اینکه هزینه به مصرف رسید انجام می شود که به آن شناسایی هزینه های واقعی می گویند.

 

پیش بینی هزینه های سربار

در بسیاری واحد های بزرگ معمولا در ابتدای دوره مالی هزینه های سربار بر اساس تجربیات سال قبل و با درنظر گرفتن تغیرات احتمالی در نرخ عوامل هزینه  پیش بینی می شوند. این پیش بینی دارای اهداف مختلفی است از جمله محاسبه نرخ جذب سربار که این نرخ تا پایان سال جهت محاسبه سربار تمام محصولات ساخته شده طی دوره مورد استفاده قرار می گیرد.

طبقه بندی هزینه های سربار: این طبقه بندی موجب می شود تا مدیران واحد های تولیدی سریع تر و دقیق تر به اهداف مورد نظر دست یابند.  متداول ترین این طبقه بندیها عبارتند از:

طبقه بندی هزینه ها به مستقیم و غیر مستقیم: هزینه هایی که مستقیما به یک دایره از تولید ارتباط داشته باشند، مستقیم و هزینه هایی که بطور مشترک توسط چند دایره به مصرف می رسند هزینه های سربار غیر مستقیم هستند) از اهداف مهم طبقه بندی هزینه ها به مستقیم و غیر مستقیم تعیین سود آوری محصولات مختلف و نیز مشخص کردن سهم هر دایره در سود واحد تولیدی است.)

طبقه بندی بر اساس ثابت ، متغیر و نیمه متغیر: ازمفید ترین شیوه های طبقه بندی هزینه های سربارست زیرا تصمیم گیری مدیران در ارتباط با حجم تولید،  قیمت گذاری محصولات و کنترل هزینه ها به منظور اهداف از پیش تعیین شده را ممکن می سازد.

طبقه بندی بر اساس محل انجام هزینه :‌در این طبقه بندی هزینه های سربار به سه گروه شامل : سربار ساخت، سربار اداری و تشکیلاتی و سربار توزیع  و فروش تقسیم می شوند.

ارتباط هزینه های سربار با مراکز هزینه

مرکز هزینه :  بخشی از یک واحد تولیدی که به ساخت محصول و یا به ارایه خدمات اشتغال داشته باشد یک مرکز هزینه است. زیرا در آن بخش با صرف هزینه تولید انجام شده است و یا خدمت ارایه می گردد. به عبارت دیگر هر دایره ای که در به وجود آوردن هزینه سهیم باشد یک مرکز هزینه محسوب می شود. مراکز هزینه در یک واحد تولیدی شامل مراکز یا دوایر تولیدی و مراکز یا دوایر خدماتی می باشد.

 

 

 

تسهیم هزینه های سربار

هزینه های سربار ساخت به دو صورت به دوایر سرشکن می گردد که عبارتند از :‌ تسهیم مستقیم و تسهیم بر اساس مبناهای مناسب.

الف:‌تسهیم مستقیم :‌منظور سرشکن کردن هزینه هایی است که در دوایر مختلف کارخانه اعم از دوایر تولیدی یا دایره خدماتی مربوط می شود و در آن دایره به مصرف می رسند. مانند هزینه دستمزد کارکنان غیر تولیدی ، هزینه سوخت و روشنایی رستوران یا دایره تعمیرات کارخانه.

ب: تسهیم بر مبنای مناسب: هزینه های عمومی کارخانه باید بر اساس مبنای مناسبی بین دوایری که در بوجود آمدن آنها نقش داشته تسهیم گردد. از نمونه های آن می توان به مواد زیر اشاره کرد: هزینه استهلاک ساختمان  تاسیسات کارخانه

قبل از تسهیم هزینه های عمومی کارخانه به دوایر تولیدی و خدماتی باید مبنای مناسب شناسایی و انتخاب گردد. انتخاب مبناها به شرایط واحد تولیدی و نیز به سیستم حسابداری بهای تمام شده بستگی دارد.

ردیف عنوان هزینه مبنای تسهیم
۱ هزینه استهلاک ماشین آلات تعداد تولید، ساعت کار ماشین، ارزش ماشین آلات
۲ هزینه استهلاک ساختمان ارزش ساختمان و مساحت زیربنا
۳ هزینه اجاره ساختمان مساحت زیربنا
۴ هزینه تعمیرات ساختمان برآوردهای فنی – مساحت زیربنا
۵ هزینه بیمه ساختمان و تاسیسات ارزش کارشناسی در تاریخ عقد قرارداد بیمه
۶ هزینه بیمه ماشین آلات ارزش کارشناسی در زمان عقد قرارداد بیمه
۷ هزینه سوخت و روشنایی برآوردهای فنی – مساحت زیربنا
۸ هزینه حرارت مرکزی برآوردهای فنی – مساحت زیربنا
۹ هزینه بیمه های اجتماعی حقوق و دستمزد کارکنان
۱۰ هزینه بیمه بیکاری حقوق و دستمزد کارکنان
۱۱ هزینه بیمه حوادث ناشی از کار تعداد کارکنان
۱۲ هزینه برق صنعتی ساعت کار ماشین
۱۳ هزینه آب مصرفی کنتور – برآوردهای فنی
۱۴ هزینه سرپرستی تعداد کارگران
۱۵ هزینه رفاهی کارگران تعداد کارگران
۱۶ هزینه های اداری و تشکیلاتی ساعت کار مستقیم
۱۷ هزینه تعمیر ماشین آلات تعداد تولید- ساعت کار ماشین – ارزش ماشین ْآلات
۱۸ هزینه حمل و نقل داخلی تعداد قبض های انبار – مقدار مواد مصرفی

 

تسهیم اولیه

پس از مشخص شدن هزینه های عمومی و مشخص شدن دوایر یا مراکز هزینه، باید هزینه های سربار به مراکز هزینه سرشکن گردد. این عمل را تسهیم اولیه گویند. بعبارت دیگر تسهیم اولیه عبارست از سرشکن کردن هزینه های غیر مستقیم به مراکز هزینه اعم از دوایر تولیدی و دوایر خدماتی بر اساس مبناهای مناسب.

 

 

 

مثال جامع تسهیم اولیه:

به این مطلب امتیاز دهید
برچسب ها : #حسابداري صنعتي

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of